پارت ۱

سلام من ات هستم 23سالمه دو سالی میشه با کوک ازدواج کردم همو خیلی دوست داریم ولی اون بعضی وقتا که عصبانی میشه رفتارش دست خودش نیس و همیشه منو کتک میزنه ولی دوسم داره می‌دونم منم دوسش دارم حتی با اینکه این همه جای زخم و کبودی رو بدنمه
چند روز پیش با دوستام رفته بودم بیرون و بهش نگفتم امید وارم نفهمه چون پارم می‌کنه اگه فهمید البته من باید ازش اجازه می‌گرفتم نه بدون اجازه میرفتم

سلام من جونکوکم بزرگ ترین باند مافیای کره من و ات با هم ازدواج کردیم همو خیلی دوست داریم ولی اون یه گاهی وقت رو مخ من راه می‌ره منم حسابشو میرسم مث اینکه چند روز پیش هم با دوستاش بدون اجازه من رفته بود بیرون
امروز حسابشو میرسم
دیدگاه ها (۴)

پارت 47 رمان عشق مدرسه ای ویو دم در خونه ی ات و فلیکس : ات: ...

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

مربی موتور سوار

اسم:عشق بی پایانژانر:غمگین،راز الود،طنز،اسمات،زمان قدیم،تخیل...

ات ویورفتم بیرون دیدم تهیونگ شلوار مردعنکبوتی منو پوشیدههههه...

🖤 مافیای من — قسمت ۲۲چیزی که جونگکوک پنهان می‌کردات هنوز به ...

پارت 48,🌷 ویو آترفتم سمت داییم و گفتم:آت:ـ داییییی! 🥺💜دایی:ـ...

دو هفته از موندن ات توی عمارت گذشته بود.ات کم‌کم به فضای عما...

این اولین سناریو ای هست که نوشتم امید وارم خوشتون بیاد عکس ...

تک پارتی ( وقتی عصبی بود )( علامت جیهوپ * علامت ات + و کسای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط