سناریو درخواستی

وقتی تو بازار دارین قدم میزنین یهو یکی میخوره بهت داری میوفتی میگیرنت

( بچها من ا/ت رو ات مینویسم )

نامجون: اومد بگیردت خودش هم افتاد و باهم افتادین و همه لباس هایی که خریده بودی افتاد روی پیاده رو که تو سریع بلند شدی و لباس هاتو بر داشتی و گفتی
+ عزیزانم ببخشید
- ات من مهم نیستم
+عزیزم بلند شو


جین : وقتی داشتی میوفتادی چون تو جلو تر بودی افتادی تو بغلش و اونم تو رو گرفت و گفت
- هندسام قوی😎😑 و رفتید


شوگا: شوگا داشت ی گربه رو ناز میکرد و عقب تر بود و وقتی تو افتادی گفت
- ای پیشی دست پا چلفتی پاشوو شیبال
- پدسگگگ ( به اون مرده که زدت زمین)


جیهوپ : اومد بگیردت و گرفتت و بعدم با حالت عصبانی به اون پدصگ نگاه کرد و گفت سانشاینم خوبی؟

جیمین: تو داشتی میوفتادی که افتاد خودشم ولی دستشو گذاشت زیر سرت و دستش درد میگیره
+ جیمیننن دستت چی شد عشقم (نگران)
- با شنیدن این کلمه خوب شدم عررر


تهیونگ : تو افتادی و نتونست بگیردت کهه سریع نشست رو زمین و بلندت کرد لپت یکمی زخمی شد و همونجا رو بوس کرد


جونگ کوک :
- ات همینجا وایسا و دویید و رسید به اون که زدش زمین و ی مشت تو صورتش زد و گفت
- چشمای کورتو باز کن و تو پشمات ریخته بود

لایک نشههه
سناریو هام خوبه؟
دیدگاه ها (۱۴)

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌Jungkook«بخاطرت‌دنیا‌رو‌به‌اتیش‌میکشم‌عرو...

سناریو قفل آبی

سناریو قفل آبی

موضوع:اگه یاندره باشن پارت ۲برای ۶۰ تایی شدنمون🍒☺️شروعشینیجی...

dark life = 46ساعت بعد، ات جرأت کرد. آروم به سمت دفتر تهیونگ...

دو هفته از موندن ات توی عمارت گذشته بود.ات کم‌کم به فضای عما...

Last leaves/رمان جیمین

چند پارتی✨شب بود و بارون شدیدی می‌بارید.ات و جونگ‌کوک روی مب...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p91آروم زمزمه کرد:«کی برمی‌گردم...؟ اصلا...

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط