{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزها یکی پس از دیگری به پایان می رسند...

روزها یکی پس از دیگری به پایان می رسند...

و در پی روزها عمر من...

خسته نباشی سرنوشت....!

می بینی؟!

دست در دستان تو

تمام راه را بیراهه رفتم

شنیدم کسی میگفت:

چشمانت را ببند!

اعتماد کن...

به قیمت تمام روزهای رفته

چشم هایــم را بستم...

اعتماد کردم...!

بهای سنگینی داشت اعتماد !

روزی...

چشمانم را باز کردم؛

چیزی به نام " عشـــــق "

در راهِ همپا شدنِ با تو...
دیدگاه ها (۲)

دلم که شکست، امید داشتم به مهربانی ات که مرهمی شود بر این زخ...

تـــــو .......شــــاهِ دل ام بـــاش .....مـــــــن .......ت...

در کنار بعضی از آدمها ، روحت بزرگ میشود ، اندیشه ات باز ، نه...

ﺣــــﻮﺍﺳﺖ ﺑـﮧ ﺩﻟﺘــ ﺑﺎﺷﺪ . . . ﺁﻥ ﺭﺍ ﻫـ ــﺮﺟﺎﯾـﮯ ﻧﮕــﺬﺍﺭ! ﺍﯾ...

Thirteen

part : 3همه چیز عادی بود تا اینکه .... صدای اطراف مبهم شددیگ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑤چقدر زیباست کسی را دوست بداریم...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت15ویو اتبوی ضد...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "62"☆ویو هانا☆آن شب...فکر می‌کردم کارهام زود تموم ...

Theft on the Wedding Contract Night PART: ONE امروز یکی از ب...

Ten

★彡   Part 51 彡★ "خوب نیستم تهیونگ."چشم هاش برق زد.خودمم متوج...

CAPTURED IN PARIS

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط