☕️هفت روز تا تبدیل شدن به استاد قهوه☕️پارت 5
از زبا ا/ت:
صبح از خواب بیدار شدم لباس پوشیدم و رفتم کافه با اینکه جونگ وو گفته بود نرم کافه.
جین هنوز نیومده بود پس رفتم پیش جیهوپ.
ا/ت:جیهوپ..سلام.
جیهوپ برگشت سمتم لبش بخاطر سیلی جونگ وو زخمی بود.جیگرم کباب شد
ا/ت:بابت اون اتفاق متاسفم..دوست پسرم..یکم زیادی حساسه
جیهوپ:پس اون دوست پسرت بود؟..من..
جیهوپ لبخندی غمگینی میزنه و میگه:هیچی مهم نیست.
ا/ت:جیهوپ..من..واقعا متاسفم..اگه من نبودم همچین اتفاقی نمی افتاد...همچی تقصیر منه..من فقط میخواستم کمک کنم..ولی انگار بیشتر گند زدم..اگه بخوای میتونی من و اخراج کنی
جیهوپ:نیازی نیست عذر خواهی کنی.میدونم که تقصیر تو نیست.خیلیا هستن که روی دوست دختراشون حساسن
یهو صدای جین میاد:جیهوپ!اون دختره نیومد؟
جیهوپ:نه نیومد
ا ت میگه:چرا دروغ میگی؟
جین:من اینطوریم یا صدای دختره میاد؟
جین میاد و میگه :عه سوسمار اومدی.داشتم فکر میکردم دارم جذابیت صورت زیبام رو از دست میدم.
جین میخنده
ا/ت:زحمتت نشه اگه بری موهای زیبات رو مرتب کنی😐
جین:ای وای راست میگی موهام به هم ریختس
جین میره.
ا/ت:جیهوپ حالت چطوره؟گونه ات درد میکنه؟
جیهوپ:یکم.
ا/ت:میتونم بررسیش کنم؟
جیهوپ:اره
ا/ت شروع به بررسی میکنه.گونه جیهوپ یکم کوچولو کبود شده.
ا/ت:میدونی آسیب زیادی ندیده ولی خیلی درد داره.مثل اینه که با کاغذ دستت رو ببری.
ا ت برای برسی یکم زیادی نزدیک شد ولی خودش متوجه نشده
جیهوپ خجالت میکشه برای حفظ اضطرابش دستبش رو مشت میکنه و گونه هاش به رنگ قرمز خفیفی میشه
از زبان جیهوپ:
ا/ت خیلی نزدیک شده بود.حواسش از تمرکز رفته بود مسافرت.استرس گرفتم خیلی خجالت کشیدم.میتونستم نفس هاش رو روی لبم حس کنم.
بلاخره بعد از بررسی عقب رفت.
گفت:زخمت و ضد عفونی کردی؟
گفتم:آره
گفت:کی اینکار کرده؟
گفتم:یکی که کارش درسته
گفت:خیلی بد ضد عفونی کرده
جین بهو از پشت سر ا/ت گفت:هوی اتفاقا خوب ضد عفونیش کردم!
ا/ت با استرس گفت:چیزه..من باید برم
ا/ت رفت
از زبان ا/ت:
امروز ساعت 5 جونگ وو قرار بود بیاد دنبالم ولی حالا ساعت 5 و نیمه.
رسیدم خونه و با قیافه عصبی جونگ وو مواجه شدم.
جونگ وو:ا/ت!مگه بهت نگفتم نری کافه؟!
ا/ت:چ.چی؟
جونگ وو:فکر کردی نمیفهمم؟!
ابه ماشین یه نگاه انداختم.یه دختر دیگه توی ماشین بود.
ا/ت:جو..جونگ وو..این کیه؟
جونگ وو:این بیبی دوممه
شوکه شدم و گفتم:چ..چی؟..جونگ وو..چی داری میگی؟بیبی دوم؟یعنی چی؟!
جونگ وو:بیبی یکم اروم باش.اونم مثل خودته.اون..
نزاشتم حرف تموم بشه و سیلی محکمی بهش زدم
گفتم:دیگه حق نداری دور و بر من افتابی بشی عوضی
و عصبی رفتم توی خونه
به گوشیم نگاه کردم.همون چیزی که اون شب بهش اویزون کرده بود.با اینکه کیوت بود ولی قیافه عجیبی داشت.یکم که دقت کردم فهمیدم اون یه ردیابه!سریع با ترس از گوشیم جداش کردم و خرابش کردم.
سرم آشفته بود.قلبم پاره شده بود.
نمیدونم باید چیکار کنم..میترسم..احساس تنهایی میکنم..درست مثل اون موقع..تنهایی..میترسم
باید..باید چیکار کنم؟
احساس کردم که دوباره به فراموشی سپرده شدم
جونگ وو..ازت متنفرم
داشتم آروم آروم گریه میکردم که یهو..
________________________________________________
اینم از این پارت گوگولی امیدوارم خوشتون اومده باشه🥺
I love you BTS and ARMY 🔮🎶💜
#فیک_عاشقانه
#بی_تی_اس
#شوگا
#درام
#تهیونگ
#جونگکوک
#جیهوپ
#جیمین
#نامجون
#جین
صبح از خواب بیدار شدم لباس پوشیدم و رفتم کافه با اینکه جونگ وو گفته بود نرم کافه.
جین هنوز نیومده بود پس رفتم پیش جیهوپ.
ا/ت:جیهوپ..سلام.
جیهوپ برگشت سمتم لبش بخاطر سیلی جونگ وو زخمی بود.جیگرم کباب شد
ا/ت:بابت اون اتفاق متاسفم..دوست پسرم..یکم زیادی حساسه
جیهوپ:پس اون دوست پسرت بود؟..من..
جیهوپ لبخندی غمگینی میزنه و میگه:هیچی مهم نیست.
ا/ت:جیهوپ..من..واقعا متاسفم..اگه من نبودم همچین اتفاقی نمی افتاد...همچی تقصیر منه..من فقط میخواستم کمک کنم..ولی انگار بیشتر گند زدم..اگه بخوای میتونی من و اخراج کنی
جیهوپ:نیازی نیست عذر خواهی کنی.میدونم که تقصیر تو نیست.خیلیا هستن که روی دوست دختراشون حساسن
یهو صدای جین میاد:جیهوپ!اون دختره نیومد؟
جیهوپ:نه نیومد
ا ت میگه:چرا دروغ میگی؟
جین:من اینطوریم یا صدای دختره میاد؟
جین میاد و میگه :عه سوسمار اومدی.داشتم فکر میکردم دارم جذابیت صورت زیبام رو از دست میدم.
جین میخنده
ا/ت:زحمتت نشه اگه بری موهای زیبات رو مرتب کنی😐
جین:ای وای راست میگی موهام به هم ریختس
جین میره.
ا/ت:جیهوپ حالت چطوره؟گونه ات درد میکنه؟
جیهوپ:یکم.
ا/ت:میتونم بررسیش کنم؟
جیهوپ:اره
ا/ت شروع به بررسی میکنه.گونه جیهوپ یکم کوچولو کبود شده.
ا/ت:میدونی آسیب زیادی ندیده ولی خیلی درد داره.مثل اینه که با کاغذ دستت رو ببری.
ا ت برای برسی یکم زیادی نزدیک شد ولی خودش متوجه نشده
جیهوپ خجالت میکشه برای حفظ اضطرابش دستبش رو مشت میکنه و گونه هاش به رنگ قرمز خفیفی میشه
از زبان جیهوپ:
ا/ت خیلی نزدیک شده بود.حواسش از تمرکز رفته بود مسافرت.استرس گرفتم خیلی خجالت کشیدم.میتونستم نفس هاش رو روی لبم حس کنم.
بلاخره بعد از بررسی عقب رفت.
گفت:زخمت و ضد عفونی کردی؟
گفتم:آره
گفت:کی اینکار کرده؟
گفتم:یکی که کارش درسته
گفت:خیلی بد ضد عفونی کرده
جین بهو از پشت سر ا/ت گفت:هوی اتفاقا خوب ضد عفونیش کردم!
ا/ت با استرس گفت:چیزه..من باید برم
ا/ت رفت
از زبان ا/ت:
امروز ساعت 5 جونگ وو قرار بود بیاد دنبالم ولی حالا ساعت 5 و نیمه.
رسیدم خونه و با قیافه عصبی جونگ وو مواجه شدم.
جونگ وو:ا/ت!مگه بهت نگفتم نری کافه؟!
ا/ت:چ.چی؟
جونگ وو:فکر کردی نمیفهمم؟!
ابه ماشین یه نگاه انداختم.یه دختر دیگه توی ماشین بود.
ا/ت:جو..جونگ وو..این کیه؟
جونگ وو:این بیبی دوممه
شوکه شدم و گفتم:چ..چی؟..جونگ وو..چی داری میگی؟بیبی دوم؟یعنی چی؟!
جونگ وو:بیبی یکم اروم باش.اونم مثل خودته.اون..
نزاشتم حرف تموم بشه و سیلی محکمی بهش زدم
گفتم:دیگه حق نداری دور و بر من افتابی بشی عوضی
و عصبی رفتم توی خونه
به گوشیم نگاه کردم.همون چیزی که اون شب بهش اویزون کرده بود.با اینکه کیوت بود ولی قیافه عجیبی داشت.یکم که دقت کردم فهمیدم اون یه ردیابه!سریع با ترس از گوشیم جداش کردم و خرابش کردم.
سرم آشفته بود.قلبم پاره شده بود.
نمیدونم باید چیکار کنم..میترسم..احساس تنهایی میکنم..درست مثل اون موقع..تنهایی..میترسم
باید..باید چیکار کنم؟
احساس کردم که دوباره به فراموشی سپرده شدم
جونگ وو..ازت متنفرم
داشتم آروم آروم گریه میکردم که یهو..
________________________________________________
اینم از این پارت گوگولی امیدوارم خوشتون اومده باشه🥺
I love you BTS and ARMY 🔮🎶💜
#فیک_عاشقانه
#بی_تی_اس
#شوگا
#درام
#تهیونگ
#جونگکوک
#جیهوپ
#جیمین
#نامجون
#جین
- ۴.۳k
- ۱۷ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط