ماه دوازدهم هم آمد،

ماه دوازدهم هم آمد،
نه نیامد،
ماه دوازدهم باز هم ‌نیامد...

ای ماه دوازدهم،
ای همیشه بدر،
آسمان روزگارمان تاریک است و حجم حضور تو را کم دارد؛
یابن البدور المنیره،
جانمان در قبضه‌ی تاریکی و سردی مشعل فتنه‌هاست،
بیا و بر سینه‌های خسته‌مان تو بتاب
ای همیشه نور.
دیدگاه ها (۱)

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

#در_آغوش_شیطان🩸 خلاصهدر جهانی که مرز میان انسان‌ها و موجودات...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۵✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p65نینا چشم‌هاش رو ریز کرد.«یعنی نگران من...

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

پارت: 20 (بخش2) **زاویه دید: زین**صدای باسِ کرکننده‌ی موسیقی...

پارت ۳نور ملایم ماه از پنجره‌ی قدی و بزرگ اتاق روی فرش‌های گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط