قسمت ۵ داستان زندگی هایپر ( هم دیالوگی هم از زبان خودش )
هایپر : چرا تو اخه رنکس رو دعوت کردی😡
لیا : خوب میدونم دشمن هستیم ولی باید بهش شانس بدیم با اینکه میدونم گند میزنه تو شانسون ولی خوب باید بهش شانس بدیم
دایان : خودش هم میدونه گند میزنه تو جشن خودش🙄😒
از اون پشت اروم اروم رنکس می اید👣
رنکس : سلام بچه ها سلام هایپر 😏😈
دایان : سلام و زهرمار 😒
هایپر : درد 😐
اسپیدی : سلام خواهر خونده 😐
بکا : اسمش این کله سبز کی بود🤔
لیام : رنکس کله خر 🙄
بکا : اها رنکس کله خر ... لیام : اسکل تو کله خری 😑 بکا : ا من مرسی🤣
لیا : اقا خفه شید هایپر فقطیه بار فرصت بهش بده🥺
هایپر نمیخوام 😐
لیا 🥺 لطفاااااا
هایپر نمیخوام 😐😑
لیا 🥺 هایپر : بخدا نمیخوام ولی باشه🙄😒
رنکس اخ جون بهم اعتماد کردی😁😈 هایپر : نه نکردم فقط صفر درصد اعتماد کردم😐
اسپیدی : خوب خوبه با هم خوب شدید اگه ببنیم یا تو یا رنکس یا دایان نباشید از من کتک میخورید 😠
دایان : اره جون خودت میزنی😒
لیا : من برم با بقیه سلام کنم بعدا میام کنارتون فعلا بای👋😁😊
اسپیدی : هایپر میای عکس بگیریم 😋
هایپر : من از عکس بدم میاد اسپیدی : یادگاری میمونه بیا دیگه 😔 هایپر اااه باشه
اسپیدی فقط لطفا یه بار لبخند بزن موقع عکس 🙏🏻
هایپر یه لبخند ریز میزنه و اسپیدی عکس رو میگیره
اسپیدی : ااااااااااااااااااااا خیلی لبخندت کراشهههههههههههههههههه الان تو والپیپرم میزارم نه نه امم پست میکنم ...نه نه چی کار کنم🥰🤣
دایان : اقا فقط یه لبخند زد زمین و اسمان نلرزید که🤨😐😑
اسپیدی : ولی لرزید🤣
هایپر اسپیدی رو ول کرد به اطراف نگاه کرد دید رنکس نیست به دایان اشاره زد که بیاد اینجا بهش گفت که رنکس نیست
دایان : لعنتی دوباره شروع کرد 👿 هایپر : بریم اروم سراغش تا اسپیدی نیومده👣
... ایا رنکس نقشه کشیده یا فقط رفته سرویس بهداشتی ....🤣
ادامه دارد
لیا : خوب میدونم دشمن هستیم ولی باید بهش شانس بدیم با اینکه میدونم گند میزنه تو شانسون ولی خوب باید بهش شانس بدیم
دایان : خودش هم میدونه گند میزنه تو جشن خودش🙄😒
از اون پشت اروم اروم رنکس می اید👣
رنکس : سلام بچه ها سلام هایپر 😏😈
دایان : سلام و زهرمار 😒
هایپر : درد 😐
اسپیدی : سلام خواهر خونده 😐
بکا : اسمش این کله سبز کی بود🤔
لیام : رنکس کله خر 🙄
بکا : اها رنکس کله خر ... لیام : اسکل تو کله خری 😑 بکا : ا من مرسی🤣
لیا : اقا خفه شید هایپر فقطیه بار فرصت بهش بده🥺
هایپر نمیخوام 😐
لیا 🥺 لطفاااااا
هایپر نمیخوام 😐😑
لیا 🥺 هایپر : بخدا نمیخوام ولی باشه🙄😒
رنکس اخ جون بهم اعتماد کردی😁😈 هایپر : نه نکردم فقط صفر درصد اعتماد کردم😐
اسپیدی : خوب خوبه با هم خوب شدید اگه ببنیم یا تو یا رنکس یا دایان نباشید از من کتک میخورید 😠
دایان : اره جون خودت میزنی😒
لیا : من برم با بقیه سلام کنم بعدا میام کنارتون فعلا بای👋😁😊
اسپیدی : هایپر میای عکس بگیریم 😋
هایپر : من از عکس بدم میاد اسپیدی : یادگاری میمونه بیا دیگه 😔 هایپر اااه باشه
اسپیدی فقط لطفا یه بار لبخند بزن موقع عکس 🙏🏻
هایپر یه لبخند ریز میزنه و اسپیدی عکس رو میگیره
اسپیدی : ااااااااااااااااااااا خیلی لبخندت کراشهههههههههههههههههه الان تو والپیپرم میزارم نه نه امم پست میکنم ...نه نه چی کار کنم🥰🤣
دایان : اقا فقط یه لبخند زد زمین و اسمان نلرزید که🤨😐😑
اسپیدی : ولی لرزید🤣
هایپر اسپیدی رو ول کرد به اطراف نگاه کرد دید رنکس نیست به دایان اشاره زد که بیاد اینجا بهش گفت که رنکس نیست
دایان : لعنتی دوباره شروع کرد 👿 هایپر : بریم اروم سراغش تا اسپیدی نیومده👣
... ایا رنکس نقشه کشیده یا فقط رفته سرویس بهداشتی ....🤣
ادامه دارد
- ۳.۷k
- ۲۵ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط