معامله ای برای صلح پارت ۱

علامت دازای : _ علامت چویا: )
از زبان نویسنده*
بعد از جنگ رئیسان دو سازمان یعنی فوکوزاوا یوکیجی و موری اوگای ، تصمیم بر این شد که در ازای یکی از بهترین اعضای مافیا صلح ابدی شکل گیرد.
از زبان چویا*
از خواب بلند شدم و طبق معمول رفتم سمت دستشویی و به قیافه داغونم نگاه کردم ، شیر آبو باز کردم و با آب سرد صورتمو شستم.
رفتم طبقه پایین تو آشپزخونه در یخچالو باز کردم و نوتلا همراه نون تست بیرون آوردم و رو میز چیدمشون تا یه گاز به نون تست زدم ساعت۸:۳۰ رو دیدم ؛ هرچی بود و نبود تف کردم و مثل فشنگ رفتم تو اتاقم و لباسامو از کوه لباس گوشه اتاق پیدا کردم و پوشیدم فقط مونده بود کلاهم که نمیدونم کدوم جهنم دره ای رفته بود .
اههه..پس اون کلاه بی صاحاب کدوم قبرستونیه؟
کل اتاقو گشتم که آخر خودمو تو آیینه با کلاه رو سرم دیدم. با چهره‌ی پوکر لب زدم:مشنگ...یا خدا دیر شدددددد. سوار موتورم شدم و خودمو عین فشفشه رسوندم مافیا؛ داشتم میدویدم که خوردم به جن سیاه.
اکوتاگاوا: ایییی چویا-سان. تا اکو رو دیدم سریع پرسیدم:اکووووو جلسه شروع شد؟. همونطور ک سرشو میمالید جواب داد:وگه ضربه مغزی نشده باشم....نه هنوز شروع نشده. انگار نفس راحتی از ریه هام گذشت، از جام بلند شدم و خاک روی کتو تمیز کردم، یه نفس عمیق کشیدم و به سمت اتاق جلسه راه افتادم تقه ای به در زدم و وارد شدم.
سلام بچه ها، سلام رئیس. موری همونطور که پشت میزش بود حواب داد: سلام چویا-سان. رفتم و روی صندلی کنار اکو نشستم، وقتی همه اومدن جلسه شروع شد.


~~~~~~~~
پارت اول رمانم امیدوارم خوشتون اومده باشه:)♡
دیدگاه ها (۲)

یک سگ زیادی ولگرد

#Escape_from_death_April29 #part4توی همین فکر بودم که....تا ...

پارت ۵لبخندی زدم میز صبحانه نشستم نون تست رو برداشتم و کمی ر...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

روباه کوچولوی من پارت سه 😕꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚>> داخل اتاق@ویو چ...

The unwanted Roommate ویو جئون جونگ کوک: از امروز که وارد شر...

وقتی درسش بد بود و..

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

عمارت مافیا ✨🍷دیدگاه جونگکوک: یک لباس خواب سیاه و تحریک آمیز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط