پارت ۷

پارت ۷

لیزگه لباساش عوض کرد زنگ زد ایلول

لیزگه : الان عقب مونده

ایلول : جانم اسکل

لیزگه : فکر کنم عاشق شدم😂

ایلول : چییییییییییییییی نهههههه کیهههههه

لیزگه : وای کر شدم انور بابا

ایلول : زر نزنننننننننن

لیزگه : هعی توف عاشق برج زهر مار شدم🤣

ایلول : برک علی اومد بای

لیزگه چی که ایلول قطع کرد

فردا پشت صحنه

لیزگه. : ایلول خونه اون چی کار داشی

ایلول : من عاشق شدم🤣

لیزگه : ای خاک

و رفتن سر صحنه بازی کردن

اومدن که برن خونه

انور : لیزگه میای بریم کافه

لیزگه : عا من.....

یازگی: اگه‌اون نمیتونه من میام

انور : با تو نبودم

لیزگه : باشه بریم

پارت ۷
دیدگاه ها (۲۹)

P16ویو دامیال(,نکته دامیال داخل حمام هست)نکنه نه نه محال. م...

Pat:8اسم: عاشق چشماش شدمکوکی. زنگ زدم به ا.ت و گفتم امروز وس...

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

رفتار سرد

مافیای من

پارت 43🎀 ویو آت 🎀رسیدیم خونه.آت: وای... خونه‌ی خودمون! 🥹🏠💜هی...

Fabric of Love~P1صدای چرخ ها و اتو توی تولیدی میچرخیدچویا:هو...

My dady پارت③ خب اگه سانا پرسید به کای میگم، آرههه. خب اصن ب...

جدایی

پنهان عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط