{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میدانی...

میدانی...
تا زمان بودنت این را نفهمیدم...
نفهمیدم که تو مانند ماه در دستانم بودی...
میان انگشتانم...
فکر میکردم هر کسی میتواند ماه باشد‌...
حالا که رفته ای...
متوجه شده ام ، تنها تو ، ماه بودی...
دیگران ستاره هایی بودند که فقط میدرخشیدند...
اما تو...
تو ماه شب های تار و تاریکم بودی...
ستاره ها، روزی بوجود می آیند ، نورشان آرام آرام ، کم میشود و صدها سال بعد ، میمیرند...
اما ماه...
ماه از اول خلقت بوده و تا آخر دنیا هست...
تو ماه بودی...
حیف قدر بودن و زیباییت را نفهمیدم...
ماه من، کاش برگردی...
اگر بار دیگر برگردی، قدر تورا میدانم...
قول میدهم...
بار دیگر برگرد و ماه من شو...
ماه من باش...
فقط ماه من...

●ممنونم ازت که وقت گذاشتی و متنم رو خوندی... میدونم کم و کاستی زیاد داره، اما خوشحال میشم نظرت رو راجب متنم بگی... این متن هارو خودم مینویسیم... از تخیلاتم... نمیدونم چقدر موفق بودم که متن جذابی بنویسم...بازم ممنون که وقت گذاشتی و خوندی●
#عاشقانه
دیدگاه ها (۲)

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

صدای شلیک

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۹: «قدرت...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 7 | کم‌کمچند روز دیگر گذشت.ا/ت هنوز اگر کسی از...

پیمان نقره ای

تو سکوت شب برفی، به رفتنش مینگرم...بی حرف...گاهی آدم ها فقط ...

شب بود...باران میبارید...اما تونبودی...و من به یاد روز هایی ...

ممنون میشم دلنوشته ام رو بخونید و در آخر نظر بدیدچه زیباست، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط