#بختیاری

#بختیاری
رسیدم در حونه شون افتو طلوع کرد
میخک دور گردنش دلمه کلو کرد
میخک دور گردنش چی برف وچندار
نه وبام حرف ایزنه نه وم ایگو یارررر
دیدگاه ها (۸)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۵._ حالا با یه بچه،...

چند پارتی (درخواستی

ساعت دو و نیم شب بود بشت میز مطالعه نشسته بودی بدون هیچ کاری...

Enemys Embrsce [ part ۳۵ ]

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

[تک پارتی جیمین](به مناسبت تولدش😭)موضوع:: وقتی تولدشه و........

رمان دختر خاص ات تقریباً خوابش برده بود. چشماش نیمه‌باز بود،...

Novel panleo ♡ #part⁶³ ♡『 leoreza 』نگاه عاجزانه اش رو بهم دو...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕𝟒ویو نیا...

غروب روز بعد، آسمان شهر به رنگ زخم بود؛ نارنجیِ سوخته که کم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط