{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

🤎шум моря🤎

Part 14
این کشتی متعلق به جی هوپ بود ..!
پدرم ! هه اسمش برام اشنابود اما واژه پدر واقعا بهش نمیومد
اشک دور چشمام حلقه زد ولی الان موقع احساساتی شدنم نیست وقتی به کیتن رسیدم
پیداش میکنم و تمام سوالات بی جوابم و جواب شون و پیدا می کنم .
بعد از اتاق کوک زدم بیرون همه چی رو مثل اولش کرده بودم .
به ساحل نگاهی انداختم ولی من باید برای رفتن به جزیره کیتن پول داشته باشم !
باید از کشتی میرفتم پایین چند تا ازون سنگ های قیمتی رو هنوز داشتم .
نگاهی به خودم انداختم لباسام پاره شده بود و چکمه هام کهنه بودن !
دیگه تحمل نداشتم سنگارو ریختم تو جیبم و از کشتی رفتم پایین
از کنار نگهبانای دم کشتی ها رد شدم و رسیدم به شهر ولی
مردم یه جوری نگاهم می کردن انگار جن دیدن
تو فکر بودم که یک هو خوردم به کسی
سرم و بلند کردم که دیدم مرده برگشته و نگام میکنه
مرده :حواست کجاست هرزه
لیلیت :ببخشید ولی چی گفتی
مرد :هرزه
لیلیت :هی یاغی ببین درست بامن حرف بزن
مرد :اگر نزنم
می خواستم با لگد بزنم تو گردنش که یک هو دستی دستم و گرفت
برگشتم نگاهش کردم که دیدم یه پسر مو سفید با چشای طوسی اومد بالا سرم
پسر؛....

لایک ۲۹
کامنت ۱۳
دیدگاه ها (۰)

🤎шум моря🤎Part ۱۵ پسره :اوه اینجا بودی عزیزم بیا بریم لیلیت ...

🤎шум моря🤎Part16ازش خداحافظی کردم و به همون آدرسی که گفت رفت...

🤎шум моря🤎Part 13 تا زیر تخت فرش بود ولی فقط تا زیر میز فرش ...

🤎шум моря🤎Part 12که دیدم کوک اومد روی کشتی پرید و کتش و صاف ...

تولد دوباره

زندگی پر دردسر پارت چهارمبه سمت صدا برگشتم دیدم هاگاکوره جیغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط