امروز رفته بودم گل‌فروشی، فروشنده به پسره که جلوی من ایست

امروز رفته بودم گل‌فروشی، فروشنده به پسره که جلوی من ایستاده بود گفت جناب، داخل نامه چی بنویسم؟
پسره گفت بنویس «مرسی که بخشی از زندگیتو با من بودی، بهترینا واست اتفاق بیفته»

حقیقتاً شعورِ تموم کردنِ رابطه، از مهارتِ شروع کردنش مهم‌تره.
دیدگاه ها (۵)

سناریو قفل آبی

سناریو قفل آبی

سناریو قفل آبی

چند روز بعد، همه‌چیز کاملاً عادی به نظر می‌رسید.تا اینکه یک ...

پارت هفدهمسبز یشمی زیر بارانصبح روز بعد، عمارت آلدرین برخلاف...

قسمت ۸(بخش دو)

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

The Secret Between Light and the Stageپارت 8 میخواستن آهنگ ج...

امروز رفته بودم گل‌فروشی،فروشنده به پسره که جلوی من ایستاده ...

💭امروز رفته بودم گل فروشی،فروشنده به پسره که جلوی من ایستاده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط