{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✯love in hate✯

✯love in hate✯
پارت۳۲

نشستیم روی صندلی پیششون..جیمین استینشو داده بود بالا ولی دستبندی تو دستش ندیدم..
÷به چی نگا میکنی
+ها؟هیچی
_هعب..کارم به گوشت خود کردن رسیده
+نکه خیلیم کار میکنی
_تو داری کار میکنی لابد
+واسه همین تکیتو دادی به صندلیت؟
_تو خودتم کاری نمیکنی
+من نمیکنم؟؟دارم انجام میدم
_نکنه نامرئیه که من نمیبینمش؟
+نخیر تو کوری  نمیتونی ببینی
÷دوتاتون خفه شیننن
÷فقط منو کوک دارن زحمت میکشسم شما نشستین زر میزنینن
+من کاری باش ندارم خودش مرض داره
_اونو که تو داری به منم سرایت کرده
_اخخ چته وحشیی
*از زیره میز با پاش زد تو پای تهیونگ
+وحشی عمته
_من عمه ندارم
+واسه همی وحشی شدی
_چه ربطی داشت
+ربطشو میکنم تو چشتت
_بیا ببینم میتونی بکنی کوچولو
÷اون لجن شده هاتونو ببندینننن
÷پاشین گمشین اونور هیچ غلطی که نکردین لاقل گمشین بپزینشونن
برشون داشتیم و رفتیم کناره اتیش..گذاشتیمشون روی سیم
+هوی چخه بزا بپزه بد بریز تو حلقت
_گفتم صگ پریدی وسط صدا دادی؟
+کمتر واق واق کن
_اونو که تو داری میکنی
+خر به تو میگن بی ادب
_خر به تو میگن
+خر تویی و اون جیمین
_هوی چیکاره جیمین داری؟؟
+مگه دوس دخترته غیرتی میشی
_خر کوکه
+هوی بفهم چی میگیا اونو چیکار داری
_به دوس پسرتون بی احترامی کردم؟دلم خواست دوسته بچگیمه
+خب جیمینم ب...
_جیمین چی؟
+جیمین..آم..چیزه..
€
÷بجا زر زدن نگا به اون گوشتا کنین سوزوندینشونننن
×انقد زحمت کشیدم که بسوزونینشون
÷صگ از شما بیشتر میفهمه..اخه مشنگگ نشستی میخوریی
_دلم خواست
+با تهیونگ درست حرف بزناا
÷به توجه هرزه
×جیمین هیونگگ بهش نگو هرزههه
_سره بزرگ تر از خودت داد میزنی الدنگگ
+چشمت کور به تو چه دلش خواس
÷میسووو تهیونگ ازت بزرگتره خفه شوو
€دهناتونو لجن کنینننننن صگ تو روحتون کنم که گوتارو سوزوندین وایسادین زر میزنینن همتون باهم رلین مگه که این از اون طرفداری میکنه این از اوننن
+بکهیونی اوپاا منو مظلوم گیر اودن
€چرا مظلوم گیرش اوردین...بیا پیشه خودم بریم به بقیه کارا نظارت کنیم
*دستشو میگیرع و میرن
دیدگاه ها (۱)

پارت : ۱۵ جیمین هنوز به اون پیام لعنتی نگاه می‌کرد و نگران ب...

پارت ۲۳(همشون وسط سالن جمع میشن )شیو:تو به چه جرأتی اومدی ای...

پارت ششته: دورش رو خط بکش کوک یون: پس اسمت کوکهکوک: نیست اسم...

شاهکاری به نام دروغ

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت پنجم » تهیونگ بود . جونگکوک با عصبانیت...

پارت ۱۴تانر :من کیم؟ من تانر هستم کسی که نامزد یونا هست اوکی...

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۲نویسنده:یه ماه همینجوری گذشت ات با یونجون و کای حرف می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط