بار آخر...دست آخر
بار آخر...دست آخر
من ورق را با دلم بر میزنم
بار دیگر حکم کن..
اما نه بی دل..
با دلت،دل حکم کن...
حکم دل.....
هرکه دل دارد بیندازد وسط..
تاکه مادلهایمان را رو کنیم...
دل که روی دل بیفتد،عشق حاکم میشود...
پس به حکم عشق، بازی میکنیم.
این دل من،رو بکن حالا دلت را...
دل نداری..؟!!
بر بزن اندیشه ات را...
حکم لازم..!
دل سپردن، دل گرفتن
هر دو لازم.....
من ورق را با دلم بر میزنم
بار دیگر حکم کن..
اما نه بی دل..
با دلت،دل حکم کن...
حکم دل.....
هرکه دل دارد بیندازد وسط..
تاکه مادلهایمان را رو کنیم...
دل که روی دل بیفتد،عشق حاکم میشود...
پس به حکم عشق، بازی میکنیم.
این دل من،رو بکن حالا دلت را...
دل نداری..؟!!
بر بزن اندیشه ات را...
حکم لازم..!
دل سپردن، دل گرفتن
هر دو لازم.....
- ۴.۲k
- ۲۲ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط