#یک_تکه_کتاب

#یک_تکه_کتاب

‍ ‍ اما من از زندگی درس عشق آموختم و از عشق درس زندگی. عشق راستین نه تنها گناه نیست بلکه لایق تقدیر است و منم عاشقِ عشق. بقیه را نمی‌دانم؛ اما خوب می‌دانم فقط با یک شخص ازدواج خواهم کرد، آن هم کسی است که تمام قلبم را تصاحب کرده باشد. نمی‌دانم، آنکه سرنوشت برایم تعیین کرده کیست؟! کجاست؟! چه‌زمانی خواهد آمد؟! اما ای کاش اسم زیبا و بی‌نظیرش را می‌دانستم و می‌دانستم اکنون در چه حالیست!؟ اما از همین الان، نفسم را برایش گرم کرده‌ام تا برایش شعرهایی که فقط برای او سروده‌ام، بخوانم‌. ساز سه‌تارم را کوک کرده‌ام تا با شعر و صدایم به عشقش بنوازم. قلمم را خوش رنگ‌تر کرده‌ام تا نقش زیبایش را نقاشی کنم، قابش بگیرم و بر دیوارهای خانه‌ام بزنم. چندین تور ماهی‌گیری برایش آماده کرده‌ام تا با او به رودخانه یا دریا بروم. من برایش چندین ماهی بگیرم و او برایم کف و لبخند بزند. من فقط و فقط می‌خواهم برایم بخندد و در این صورت بی‌شک روزی تمام قله‌های موفقیت را فتح خواهم کرد. اگر روزی زبانم لال بلایی سرش آمد، به یقین در همان لحظه خواهم مرد. آخرتم که رسید، فقط و فقط می‌خواهم در همانجا هم با او باشم. نمی‌دانم!!

📚 دالکه
دیدگاه ها (۲)

🌷 بیوگرافی دختری که بلوبری دوست داره 🌷من ..…..... هستم؛ دختر...

گاهی دوست داشتن، خودش زخمی‌ست که هیچ‌وقت خوب نمی‌شود.دوستش د...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

پروانه جان

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش اول_ تو این دنیا بدون قدرت...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟟دوستت خواهم داشتدر سکوت، در کلام، در صلح، در جنگ‌.𓂃˖...

اغلب به جای روسری چفیه می بست و کفش کتانی می پوشید.یک بار ال...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط