فیک کاچان🌚🍷

فیک کاچان🌚🍷
part 9
کاچان: چیزی نشده؟؟؟
ایچیگو: تو که مالک منی نیستی کاچان! (تو غلط کردی)
کاچان یهو وا رفت.
کاچان: اره درسته... من مالک تو نیستم (اروم)
کاچان رفت توی اتاق و درو بست.
ایچیگو: ناراحت شد یا قهر کرد؟
شوتو: هیچکدوم. وقتی بهم بریزه میره تو اتاقش، همین.
ایچیگو: فک کنم ناراحتش کردم
شوتو: تو دل یه پسرو شکوندی دختر...
ایچیگو: من فک میکردم فقط ما دخترا دلمون نازکه هاا
شوتو: فکر های قدیمی... (پوزخند)
کاچان داشت اروم اروم گریه می کرد. به در تکیه داده بود و سرشو بین دستاش گرفته بود. کاچان و شوتو باهم یه علامت داشتن که اسمش بود(کاغذ بازی).
وقتی ناراحت بودن و میرفتن تو اتاق، اگه یه کاغذ کوچولو خط خطی شده از زیر در میومد بیرون یعنی یکیشون میخواد بیاد تو.
شوتو اروم از ایچیگو پرسید: کاغذ داری؟
ایچیگو: اره، یه چندتایی
شوتو: یدونه بهم بده
ایچیگو: بیا
شوتو: سریع روشو خط خطی کرد و رفت سمت اتاق کاچان. از زیر در دادش بیرون.
ایچیگو: چیکار میکنی؟!
شوتو جوابی نداد.
کاچان اروم درو باز کرد و گذاشت شوتو بیاد تو.
شوتو: کاچان خوبی؟؟
کاچان: اره عالیم. انقد حس خوبی دارم که میخوام بگم پارتی پارتی یهههه (وقتی یه اوتاکوی ارمی باشی)
شوتو: جدیش نگیر... منظوری نداشت
کاچان: میشه دلیل دفاع کردن ازشو بدونم؟
شوتو: من فقط میخواستم بینتون شکر اب نشه. همین!
کاچان: اون راست میگفت... من مالکش نیستم
شوتو: نگو دوباره فکر های چرت و پرت به سرت زده که میزنم دخلت رو میارم!
بعد محکم کاچانو بغل کرد.
کاچان: تا وقتی تورو دارم فکر احمقانه ای نمیکنم!
خیلی کم بود شرمنده:)
دیدگاه ها (۱۳)

part 54نامجون« چیکار میکردین دو ساعت اونجا؟»جونگکوک« هیچی دا...

پارت ۳۶

part 10

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۳یه روز با یه دوست پسر هم‌کلاسی ...

پارت ۳

ᴘᴀʀᴛ ۳۳ | یه روز سختچند روز بعد...آرا اون روز وقتی از مدرسه ...

چند پارتی

سناریوی شماره ۳ تک پارتی. نکته:من هرچی فکر کردم گفتم بزار ای...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۳۱سانیاردکتر اومد. دکتر رادمهر بود...

چند پارتی جونگ کوک نشستیم سر میز شام که پسر عموی کوک نشست رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط