{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان گناه عشق❌🍷

رمان گناه عشق❌🍷
پارت:۷۹







متین: خودت میدونی.
دیانا: اگر میدونسمتم نپرسیدم.

انقدر آروم و لرزون این حرف رو میزنم که خودم دلم به حال خودم میسوزه.
وایکه ورپریده ای بودم من.

متین: دیانا.....

نیکا با حرفش حرف متین رو قتع میکنه.

نیکا:ای بابا حالا من یک چیزی گفتم شما جدی نیگیر.

درکمال ناباوری متین لبخندی به روی نیکا میزنه. و با لونی میگه:

متین: چشم خانمم تو جون بخواه.

نیکا سورخ میشه و من چشم غره ی توپی به متین میرم و نیش زمونمم سرجاش نمیمونه:

دیانا: خجالتم خوب چیزیه حداقل جلوی من مراعات کن.
متین: شما حرف نزن که اگر حرف نیکا الکی نبود یک جای سالم روی تنت نمیزاشتم.
آخییی بچم فکر میکنه. نیکا الکی میگه. نمیدونی من تا حالا چندین بار ارباب اون عمارتو بوسیدم.

***

آیامتین میتونه از پس نگه داری این همه ثروت بریاد؟
نیکامتین رو برای خودش میخواد یا پولش؟
چرا متین منو نجات داد؟
چرا من دارم برای ارباب امارتی که نیکا توش کار میکنه. و امشب با اعصبانیت به نیکا زنگ زد و گفت بیا خونه له له بزنه؟!
دیدگاه ها (۱)

part ³*تکون دادن سر به نشونه تایید+خوبهداشت میرفت که با حرف ...

آوای شب پارت ۱۱ویو انیا رو پاهاش نشسته بودم ، 🍅🍅🍅 خیلی خجالت...

Iove and the moonPart36کوک: عشقم پاشو صبح شده یونا: نمی خوا...

رمان گناه عشق❌🍷پارت:۷۸دیانا: خجالت نمی کشید جلو من این کارو ...

#پارت_۵۹#ناشناخته_ی_من_تا_ابد_بمان ارسلان : گوشی رو گذاشتم د...

گناهکار

🖤پارت بیستم🖤《رمان زمستون❄》نیکا: ممدرضا کی میاد ایران؟دیانا: ...

💦رمان زمستان💦 پارت 20

گناهکار

رمان گناه عشق 🍷پارت۲۲دیانا: وای مرسی ارباب کمکم کردید. نیکا:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط