فیک عشق دو مافیا پارت ۱۹
لنا: نه!
جونگکوک:پس چرا اونجوری گفتی
لنا:خب فقط میخواستم که ازتون دفاع کنم
جونگکوک:اما این کارت عواقب خوبی نداره
لنا:مثلا چی میش_
جونگکوک:شروع به بوسیدن لنا کرد:اوممم هنوزم مزه ی توت فرنگی میدن
لنا: این دفعه میزنم تو گوشتااااا!
جونگکوک: زور پشه رو هم نداری....
ببین لنا
من واقعا...تورو خیلی دوست دارم...
میشه ازدواج کنیم؟....
لنا: نه
جونگکوک:🥺👈🏻👉🏻🎀
لنا: باید فکر کنم
جونگکوک:هه یادت رفته من مافیام تو چه بخای چه نخای مال منی بفهم
لنا:خب حالا
(ویو لیا)
یونگی:خوبی چیزیت نشده میدونی چقدر نگرانت شدم دختره ی سر به هوا
لیا:ارباب مگه من گفتم که بیان بنو بدزدن ایییی.....قلبم
یونگی: صبر کن قرصاتو بیارم
لیا: اوهوم...
(شب توی عمارت)
جونگکوک: لیاااا؟ بیا اتاق من...
لیا: چشم..
جونگکوک:به اون خواهر سر به هوات بگو بیاد
لیا: چشم...
(لیا رفت لنا رو صدا کرد )
لیا: لنااااا!؟
لنا: هوم؟
لیا: ارباب جئون کارت داره
لنا:وای یعنی این دیوونه چیکارم داره
(رفت تو اتاقش کنار مبلی که جونگکوک روش نشسته بود وایساد)
لنا:ار...ارباب جئون با من کاری دارین
(جونگکوک از جاش بلند شد هی میرفت جلو و هی لنا میرفت عقب تا اینکه لنا به در اتاق برخورد کرد)
خمارییییی💜🌙
با کمک سارااا جوونن:#saraprof 🎀🎀
جونگکوک:پس چرا اونجوری گفتی
لنا:خب فقط میخواستم که ازتون دفاع کنم
جونگکوک:اما این کارت عواقب خوبی نداره
لنا:مثلا چی میش_
جونگکوک:شروع به بوسیدن لنا کرد:اوممم هنوزم مزه ی توت فرنگی میدن
لنا: این دفعه میزنم تو گوشتااااا!
جونگکوک: زور پشه رو هم نداری....
ببین لنا
من واقعا...تورو خیلی دوست دارم...
میشه ازدواج کنیم؟....
لنا: نه
جونگکوک:🥺👈🏻👉🏻🎀
لنا: باید فکر کنم
جونگکوک:هه یادت رفته من مافیام تو چه بخای چه نخای مال منی بفهم
لنا:خب حالا
(ویو لیا)
یونگی:خوبی چیزیت نشده میدونی چقدر نگرانت شدم دختره ی سر به هوا
لیا:ارباب مگه من گفتم که بیان بنو بدزدن ایییی.....قلبم
یونگی: صبر کن قرصاتو بیارم
لیا: اوهوم...
(شب توی عمارت)
جونگکوک: لیاااا؟ بیا اتاق من...
لیا: چشم..
جونگکوک:به اون خواهر سر به هوات بگو بیاد
لیا: چشم...
(لیا رفت لنا رو صدا کرد )
لیا: لنااااا!؟
لنا: هوم؟
لیا: ارباب جئون کارت داره
لنا:وای یعنی این دیوونه چیکارم داره
(رفت تو اتاقش کنار مبلی که جونگکوک روش نشسته بود وایساد)
لنا:ار...ارباب جئون با من کاری دارین
(جونگکوک از جاش بلند شد هی میرفت جلو و هی لنا میرفت عقب تا اینکه لنا به در اتاق برخورد کرد)
خمارییییی💜🌙
با کمک سارااا جوونن:#saraprof 🎀🎀
- ۷.۸k
- ۱۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط