{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منم و تلخیِ دلدار ، ولی میخندم

منم و تلخیِ دلدار ، ولی میخندم
منم و سینه ی بیمار ، ولی میخندم

منم و حسرتِ یلدا و غزلخوانیِ عشق
شعرِ من وردِ لبِ یار ... ولی میخندم

منم و حسرتِ سرخیِ انارِ لبِ او
حسرتِ بوسه و دیدار ، ولی میخندم

«نفسم بندِ نفسهای کسی هست که نیست»
همه دنیا شده دیوار ، ولی میخندم ...

منم آن شاعرِ دلخون که فقط وقفِ تو شد
و ندید از تو جز آزار ... ولی میخندم

هر چه فریاد زدم از غم و تنهایی و درد
گوشِ تو نیست بدهکار ، ولی میخندم

عشق من روی تو و کارِ من آغوشِ تو بود
شده ام بی کس و بی کار ، ولی میخندم

شدم از عشقِ تو دیوانه و رسوای زمان
آه ! ، انگار نه انگار ... ولی میخندم

این جنون نیست که با دست تو ای هستیِ من
پا نهادم به سرِ دار ، ولی میخندم
eiliya.shd
دیدگاه ها (۱۹)

برادر ناتنی

..عشق تلخ.داستان از کجا شروع میشه یه روز مثل همیشه برای کار ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت11ویو کوکگوشیمو...

محموله چی بود؟ احتمالا مواد بود. ولی چرا این باند باید یه مو...

پارت۷(درعمق نگاه تو)سوار تاکسی شد، نزدیک دوازده شب بود. بعد ...

[•] عمارت عشق [•] part:  19دازای نگاهش کمی نرم شد... این مدت...

پارت...؟عشق ابدیهمه خوابیدنوفردا صبحشدو: از خواب بلند شدم اس...

......//برده ی زیبا//......

منم و تلخیِ دلدار ، ولی میخندممنم و سینه ی بیمار ، ولی میخند...

منم و تلخیِ دلدار، ولی میخندممنم و سینه ی بیمار، ولی میخندمم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط