Fate is predetermined.

part: 53


کشیش رو کرد به افرادی که منتظر روی صندلی هاشون نشسته بودن

کشیش:آیا شما، خانواده و دوستان گرامی، تعهد می‌بندید که در تمامی مراحل زندگی این زوج را حمایت کرده و برای عشق و شادی آنها دعا کنید؟

تمام حضار یک صدا گفتن " بله تعهد میبندیم"

کشیش: جئون جونگکوک و جئون الیزا، اکنون شما در حضور خداوند و شاهدان اینجا، پیمان ازدواج خود را اعلام کرده‌اید. من شما را به عنوان زن و شوهر اعلام می‌کنم.
آنچه خداوند به هم پیوسته است، هیچ‌کس نتواند جدا سازد


همه یا هیجان شروع کردن به دست و صوت و جیغ کشیدن
الیزا نگاهشو چرخوند و به کیم نگاه کرد و پوزخندی روی لب هاشه

کشیش: جئون جونگکوک، الان میتونی عروست رو ببوسی

الیزا با این حرف کشیش سرخ شد و ترسید، قرار بود جونگکوک تماس فیزیکی ای با الیزا نداشته باشه

جونگکوک نگاهش سر خورد تو چشم های التماس کننده الیزا و بعد روی لب هاش

و به ارومی دست های الیزا رو بالا اورد و روی دست هاش بوسه ای گزاشت(هاهاااااا فکردین میبوستش🤣😭)


تشویق جمعیت دوباره رو هوا رفت و الیزا نفس اسودش رو بیرون فرستاد


شرط پارتای بعد: لایکای پارت های (۵۱ ۵۲ ۵۳) بشه ۳۵
دیدگاه ها (۴۱)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۳دست‌های جونگکوک هم...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 3صدای قدم های تند توی راهروی بیمارستا...

p3

the first lie

((جوانه عشق در قلبی سنگی))Part:10(تهیونگ):خیلی بچگونه رفتار ...

**پارت ۲۴**به محض اینکه ماشین توی محوطه‌ی تاریک و سنگیِ عمار...

Why Did I Fall in Love with Her? | P²¹ 🖤ویو: پایان مهمونی ـ ...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : هفتم » پیشونی پسر رو بوسید . کوک سرش...

contract 🍷#contract 𝑃𝑇 2ویو هویج: پدر دست دخترکش رو به دستای...

THE HIDDEN LOVEفصل اول: «قرار نبود امشب بیای!»سئول، کره جنوب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط