{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو:)

سناریو:)

=وقتی داخل پارتی بدون اجازه اونا لباس باز میپوشی

جین : از من اجازه گرفتی؟(عصبی)


تهیونگ : دیگه نبینم این جور لباسارو بپوشی(عصبی)


کوک : اشکالی نداره ایندفه میبینمت ولی دفعه ی بعد تکرار نشه


جیمین : بیب کوچولو نمیخام کسی تورو با این لباسارو ببینه(اروم)


نامجون : میخای منو حرس بدی ا/تتتتت(عصبی و یه کوچولو داد)



شوگا:بیب کوشولو دیگه اینارو نپوش وگرنه تنبیه میشی...



جیهوپ : دیگه نمیخام تورو با این لباسا ببینم هرچی لباس باز داری بندازش دور(عصبی)


پایان سناریو:)🍥🐇
امید وارم خوشتون اومده باشه:)🍥🐇
دیدگاه ها (۰)

{ازدواج پر حاشیه من}☆پارت ۹☆{اسلاید ۲ لباس خونگی ا/ت}ویو ا/ت...

خب خب بریم سناریو از کوکو جان زمان بونتن عکس دومی ات عکس سوم...

(وقتی روت حساس بود و...)

شب تولدم فصل 3پارت11جونگ کوک: با بچه که طرف نیستی با مافیا ط...

قاتل زنجیرای من 🩸⛓️[25]وقتی تهیونگ سوار ماشین شده گوشیش زنگ ...

مهمونی خطرناک پارت = 14 چند دقیقه بعد:همینطور که داشتیم بحث ...

Iove and the moonPart38هنوز حرفم کامل نشده بود که بلندم کرد...

part 65تهیونگ« من خودمم هنوز که هنوزه تو شکم»جین« وایسا ببین...

وقتی بین پسر و دخترش فرق می‌گذاشت P¹جیهوپ از وقتی جیهو و سو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش سوم_اشک های داغ را عقب می‌رانم"تو خیلی بهت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط