꙳ همکلاسی غیرتی من ꙳

꙳ همکلاسی غیرتی من ꙳
Part 11
( از زبان جونگ کوک)

جونگ کوک : اگه من خرگوشم تو هم اردکی
ا/ت : چرا اردک ( خنده)
جونگ کوک : چون وقتی خیلی کیوت میشی مثل اونا راه میری ( خنده)

( چند دقیقه بعد)

با ا/ت رفتم روی تخت خوابیدم
ولی خوابم نمی برد
ا/ت : تو هم خوابت نمی بره؟
جونگ کوک : اوهوم
ا/ت : داره دوباره برف میاد؟
جونگ کوک : وایسا ببینم
جونگ کوک : اره
ا/ت : میشه بریم برف بازی؟ ( با یه حالت هیجان خیلی کیوت)
جونگ کوک توی دلش : کیوتتتتتتت
جونگ کوک : اره بیا بریم
جونگ کوک : هورا خویش و دکمه هم بیار
ا/ت : من میرم لباس بپوشم بعد میرم تو حیاط ساختمان منتظرت می مونم
جونگ کوک : باش

چند دقیقه بعد رفتم حیاط و یا کیوت ترین چیزی که می تونستم مواجه شدم ....




دیدم ا/ت با کیوت ترین حالت ممکن داره ادم برفی درست میکنه اخییییی
ا/ت : هورا امدییییی
امد و بغلم کرد
ا/ت : بیا با هم بریم برف بازی

( چند دقیقه بعد)

ا/ت :,ااااا چقدر ادم برفی درست کردین
جونگ کوک : اوهوم ( لبخند)
ا/ت : بیا روی برفا دراز بکشیم
جونگ کوک : باشه
داشتیم به اسمان نگاه می کردیم
که ا/ت گفت
ا/ت : ا امروز خیلی بهم خوش گذشت تا به حال انقدر نخندیده بود
جونگ کوک : خوشحالم
با تعجب بهم نگاه کرد و منم به چشماش نگاه کردم
که تورو توی زندگیم دارم
دیدگاه ها (۲۱)

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

تکپارتی جونگ کوک

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

🖤 عروس مافیا | پارت چهارمساعت ۲ بعدازظهر | عمارت جونگ‌کوکا/ت...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟠: راز فاش‌شدهصبح روز بعد، دانشگاه مثل همیش...

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

تکپارتی | جونگکوک

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط