پارت۷
پارت۷
یهو دلم خواست برم توی پاساژ
ماشین رو بردم پارک کردم و رفتم داخل پاساژ
اولش رفتم توی مغازه لوازم آرایشی چن تا رژ لب و یه ریمل خریدم بعدش رفتم مانتو فروشی داشتم مانتو هارو نگاه میکردم که یه مانتو سورمه ای چشممو گرفت
واسه دانشگاه عالییی بود
رفتم پرو کردم رو تنم قشنگیش چن برابر شد
کاملا فیکس اندامم بود
همونو خریدم
بعد از حساب کردن از مغازع زدم بیرون که مادرم زنگ زد
+الو سلام آتی چطوری مامان
_سلام مامان مرسی تو خوبی
+ممنون عزیزم کجایی مادر کی برمیگردی خونه
_من اومدم خرید مامان جان تموم کنم میام
تو کجایی
+من خونه داییت هستم شب همینجا میمونم تو هم سریع برگرد خونه مادر
_چشم مامانی
+فدات شم دخترم خدافس
یکم سرم درد میکرد تصمیم گرفتم برگردم خونه امشبو انصافا زود بخوابم فردا سر کلاس چرت نزنم
بعد از ۱۵ دقیقه رسیدم خونه کلید رو انداختم توی در و رفتم تو
حوصله شام درست کردن نداشتم لامپا رو خاموش کردم و گوشی رو ۱ ساعت قبل از کلاسم تایم کردم و خوابیدم
یهو دلم خواست برم توی پاساژ
ماشین رو بردم پارک کردم و رفتم داخل پاساژ
اولش رفتم توی مغازه لوازم آرایشی چن تا رژ لب و یه ریمل خریدم بعدش رفتم مانتو فروشی داشتم مانتو هارو نگاه میکردم که یه مانتو سورمه ای چشممو گرفت
واسه دانشگاه عالییی بود
رفتم پرو کردم رو تنم قشنگیش چن برابر شد
کاملا فیکس اندامم بود
همونو خریدم
بعد از حساب کردن از مغازع زدم بیرون که مادرم زنگ زد
+الو سلام آتی چطوری مامان
_سلام مامان مرسی تو خوبی
+ممنون عزیزم کجایی مادر کی برمیگردی خونه
_من اومدم خرید مامان جان تموم کنم میام
تو کجایی
+من خونه داییت هستم شب همینجا میمونم تو هم سریع برگرد خونه مادر
_چشم مامانی
+فدات شم دخترم خدافس
یکم سرم درد میکرد تصمیم گرفتم برگردم خونه امشبو انصافا زود بخوابم فردا سر کلاس چرت نزنم
بعد از ۱۵ دقیقه رسیدم خونه کلید رو انداختم توی در و رفتم تو
حوصله شام درست کردن نداشتم لامپا رو خاموش کردم و گوشی رو ۱ ساعت قبل از کلاسم تایم کردم و خوابیدم
- ۱۶.۵k
- ۰۵ مرداد ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط