خسته ام خسته،برایم غزلی ناب بخوان!
خسته ام خسته،برایم غزلی ناب بخوان!
غزلی ناب برای من ِبی خواب بخوان
امدم باز فقط خاطره ات اینجا بود
خسته ام خسته همین درد کمی نیست عزیز!
چاره ی درد مرا غیرِ غزل چیست عزیز
تکّه تکّه شده آن هیچتر از هیچ منم
در گلو مانده همان بُغض ِگلوپیچ منم
زیر ِلب ذکر ِغزل گفتم و خاموش شدم
سر به زانو زده با خویش همآغوش شدم
خسته ام خسته،شما خسته نباشی گل من!
مثل یک غنچه که لب بسته نباشی گل من !
من کم آورده ام و از تو نفس میخواهم
پا به ماهِ غزلم ، از تو هوس میخواهم
گُم شده خاطره ام،خاطره ها را رو کن !
به سر ِذوق بیا ، شعر ِمرا جادو کن !
به شبِ شعرِ مزارم غزل از یاس بریز !
بِنِشین! حرف بزن! یک بغل احساس بریز!
غزلی ناب برای من ِبی خواب بخوان
امدم باز فقط خاطره ات اینجا بود
خسته ام خسته همین درد کمی نیست عزیز!
چاره ی درد مرا غیرِ غزل چیست عزیز
تکّه تکّه شده آن هیچتر از هیچ منم
در گلو مانده همان بُغض ِگلوپیچ منم
زیر ِلب ذکر ِغزل گفتم و خاموش شدم
سر به زانو زده با خویش همآغوش شدم
خسته ام خسته،شما خسته نباشی گل من!
مثل یک غنچه که لب بسته نباشی گل من !
من کم آورده ام و از تو نفس میخواهم
پا به ماهِ غزلم ، از تو هوس میخواهم
گُم شده خاطره ام،خاطره ها را رو کن !
به سر ِذوق بیا ، شعر ِمرا جادو کن !
به شبِ شعرِ مزارم غزل از یاس بریز !
بِنِشین! حرف بزن! یک بغل احساس بریز!
- ۲.۲k
- ۰۶ خرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۶۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط