ازدواج اجباری(part 7)

ازدواج اجباری(part 7)

*ا/ت ویو
م کوک=پاشید برید خرید
_خرید برا چی
م ا/ت=برای عروسی دیگه
_اها(اروم)
رفتیم حاضر شدیم
سوار ماشین شدیم و رفتیم پاساژ
_من اول میخوام بپوشم
+باشه
داشتیم لباسارو نگاه میکردیم یهو دیدم یه دختره اومد زد توی گوش کوک
٪کثافت عوضی
+لیا
_شما؟
٪تو همون هرزه ای هستی که کوکیمو گول زده
_چیمیگی تو
+لیا باهاش درست حرف بزن
٪چرا یه هرزه ای بیش نیست
+لقب خودتو او این نذار
٪حالا من شدم هرزه
+بودی
٪نخیر اینه
+لیا این زنه منه و ما همو خیلی دوست داریم
٪چیی
_بله خانوم من نامزدشم چخبرته اومدی اینجا میزنی در گوش کوک
٪اون کوکیه منه
_کوک عزیزم
+ا/ت به حرفاش توجه نکن بیا بریم لباستو انتخاب کنیم
٪کوک تلافی میکنم
+هر غلطی میخوای بکن
٪باشه
دست کوکو گرفتم گفتم
_بریم عشقم
+بریم
لیا داشت از حسادت جرر میخورد
+هووف ا/ت به حرفاش اصن توجه نکن اون یه خیانت کار و هرزه بیش نیست
_مهم نیست برام
_من برم اینارو بپوشم
+برو
رفتم پوشیدم که کوک گفت
+این چقدر بازه اصلا
_قشنگه که
+نه بعدی
بعدی رو پوشیدم گفت
+زیادی شلوغه
_اره
بعدیرو پوشیدم گفت
+زیادی سادس
_هوففف
بعدیرو پوشیدم رفتم دیدم همینجور بهم زل زده
*جونگکوک ویو
خیلی توی این خوشگل شده بود محوش شده بودم
_کوککک خوبه یا نه
+عالیه همین میخریم
_حالا نوبت توعه
+باشه
*ا/ت ویو
رفت لباس پوشید
_نه زشته
بعدی
_به لباس من نمیخوره
بعدی
_خیلی طرح داره
بعدی
_این عالیه همین همینو بخریم
+باشه
"چه زوج خوبی هستین بهم میاید
_ااا ممنون
ادامه دارد...
شرطا:
۳۴ لایک
۵۰ کامنت✨
دیدگاه ها (۸۳)

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

تکپارتی جونگ کوک

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

کوک : چه زری‌زدی کوک میخواست بره 🖕🏻 بگیره به فاک بده امه لیا...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت چهارم | «تقریباً لو رفت»روز بعد، ا/...

تکپارتی | جونگکوک

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

وقتی استادت بودP:1ویو ا.ت:صبح بیدار شدم دیدم بوی قهوه میاد س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط