من بی اعتقادترین آدم به عشق و علاقه بودم!

من بی اعتقادترین آدم به عشق و علاقه بودم!
عشقو یه دروغ بزرگ فرض میکردم!
رو حرفمم پافشاری میکردم تا روزی که پات به قلبم وا شد!
از اون روز فهمیدم؛
عشق یعنی منو همین که هستم میخوای و دوسم داری!
یعنی نقطه ضعفامو قوی می بینی و بدی هامو به روت نمیاری!
یعنی وقتی که خوابم انقدر زنگ میزنی و رو مخم اسکی میری که بیدار میشم و برمیدارم و میگی " الآن نیاز دارم یکی باشه که دستاشو بگیرم و بریم توو ولیعصر قدم بزنیم،میشی اون یک نفر آخه؟! " منم بگم مگه بی من تا حالا جایی رفتی؟ تو بگی نوچ!
از نظر من عشق یعنی تموم حرفامو حتی اگه مهم نباشن،با دقت گوش میکنی و برای تاییدشون سر تکون میدی!
عشق یعنی خودم و خودت و یه دختر بچه ی چشم رنگی که من میدونم به کی رفته!
یعنی وقتی ناراحتم و دلم گرفتس،بیای کنارم و بغلم کنی و آروم در گوشم بگی " بارون بشم آروم میشی؟! "
منم با گوشه ی چشمم نگات کنم و بگم دیوونه،تو و حرفات بهترین آرامبخشین برای من!
عشق یعنی تو باشی تا من باشم!
دیدگاه ها (۹)

https://wisgoon.com/jounkookjk-v چجوری همش توضیح بدم بگم بهت...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.4کانگ وو:خب چرا ای...

اصلا نفهمیدم کی بیهوش شدم و کی به هوش اومدمولی وقتی بیدار شد...

لبخند بزنی و فرار کنی از خود واقعیت از حال واقعیت از شرایط م...

True Love⑨تهیونگچند روز از اون شامی که خوردیم گذشته بود حرفا...

ترکم نکن

وقتی....( درخواستی)

Do I love him, or do I hate him?p:³رفتم جلوی در مهد کودک تا ...

امروز پسرا لایو بودننن𓂃 ࣪˖ ִֶָ ➜هوبی🐿: ریش من تقریباً اصلاً ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:26اون..اینجا چیکار داشت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط