{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از گریه پُرم ... شبیه اقیانوسم....

از گریه پُرم ... شبیه اقیانوسم....
محتاجِ سفر به نقطه ی پابوسم...

ای کاش ، میان زائرانش بودم...
جامانده ای از زیارتِ مخصوصم!
دیدگاه ها (۱)

تمام قافیه بودی، منم که باختمتتو سرزمین خودم بوده‌ای که تاخت...

خیره شده بود به تقویم دیواری اتاق، به همان خط‌خوانی‌های آبی ...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

آدم‌ها فکر می‌کنند رفتن، نقطه‌ی پایانِ یک رابطه است؛ اما حقی...

گاهی به خودم میگویم کاش دوستت نداشتم؛ نه از آن رو که دوست دا...

پارت ۶روز بعد_خونه ی نامجون_ساعت ۵ و ۲۲ دقیقه عصر_نامجون:از ...

خب در اینجا میخوام چصناله کن-الان که دارم توجه میکنم میبینم ...

پارت چهارم حالا دیگر خبری از ماریا‌ی ترسان نبود. کنارش ایستا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط