پارت ۱۲:عمو های من مافیان
ویو ا،ت : نه اون جنگکوک بود نباید منو می دید، بدنم تحمل نکرد خون بلا
اه گندش بزنن
ا،ت بی هوش شد جنگکوک بغلش کرد محکم ا،ت تمام وجودش بود
ویو صبح ا،ت: چشمام باز کردم وای نه همه تو اتاق من بودم دست جنگکوک باند پیچی بود تهیونگ خیلی عصبی بود
چی نــــــــــه اونا دکتر آوردن
ا،ت: ولم کنین شما مافیاید چرا من باید پیشتون زندگی کنم ها چرا ؟؟؟
تهیونگ : خفه شو ا،ت خفه خون بگیر تو اصلا میدونی چته میدونی چقدر تو این خانواده مهمی ؟ اول صبحی نرین تو اعصاب من بزار مایعنت کنن فهمیدی
ا،ت : خوب شد اون روی واقعیتو نشون دادی کیم
همه از اتاق رفتن بیرون که ا،ت مایعنه بشه
دکتر : خانم جئون ما ازتون آزمایش گرفتیم جوابش دشت آقای کیمه
ویو ا،ت : رفتم تو اتاق تهیونگ دید جواب آزمایشم رو میزشه
اون دوباره داشت سیگار میکشید تا منو دید خاموشش کرد میدونست از سیگار متنفرم
ادامه دارد ،،،،،
اه گندش بزنن
ا،ت بی هوش شد جنگکوک بغلش کرد محکم ا،ت تمام وجودش بود
ویو صبح ا،ت: چشمام باز کردم وای نه همه تو اتاق من بودم دست جنگکوک باند پیچی بود تهیونگ خیلی عصبی بود
چی نــــــــــه اونا دکتر آوردن
ا،ت: ولم کنین شما مافیاید چرا من باید پیشتون زندگی کنم ها چرا ؟؟؟
تهیونگ : خفه شو ا،ت خفه خون بگیر تو اصلا میدونی چته میدونی چقدر تو این خانواده مهمی ؟ اول صبحی نرین تو اعصاب من بزار مایعنت کنن فهمیدی
ا،ت : خوب شد اون روی واقعیتو نشون دادی کیم
همه از اتاق رفتن بیرون که ا،ت مایعنه بشه
دکتر : خانم جئون ما ازتون آزمایش گرفتیم جوابش دشت آقای کیمه
ویو ا،ت : رفتم تو اتاق تهیونگ دید جواب آزمایشم رو میزشه
اون دوباره داشت سیگار میکشید تا منو دید خاموشش کرد میدونست از سیگار متنفرم
ادامه دارد ،،،،،
- ۳۶.۸k
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط