{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ندا به حق علی و دعا به حق علی

ندا به حق علی و دعا به حق علی
دوا به حق علی و شفا به حق علی
چه سرفرازم و آقا شدم برای خودم
بلند میشود و افتاده پا به حق علی
گدای کوچه ی زهرا شدم عزیز شدم
بزرگ میشود اینجا گدا به حق علی
عجیب نیست اگر باز هم دری واشد
نجات داده مرا بارها به حق علی
مگر نه اینکه همیشه خجالتم دادی
مگر نه اینکه تو گفتی بیا به حق علی
چه خوب دست من و دامنت گره خورده
شده ست این گره ی بسته وا به حق علی
تمام حاجتم این بود آشتی با تو
شده ست حاجت کهنه روا به حق علی
اگر که پرده بیفتد چه آبرو ریزی ست
مریز آبرویم را خدا به حق علی
به من ز ِ اَخم تو آنقدر عرصه تنگ آمد
بگیر تنگیِ قبر مرا به حق علی
به حق فاطمه که پیش زینبش میگفت
بلند میکنم این شانه را به حق علی
دیدگاه ها (۹)

فراتر از خویش

قسمت ۷

پدرم نیست ...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

پارت: 14 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*زین نگاهم کرد. می‌دونستم ک...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۱ پارتنیمه‌شب بود و هنوز...

𐙚🦋 پارت اول — «همسایه‌ی جدید» 🦋𐙚آت با عجله از خونه بیرون اوم...

برده عمارت جئون

پارت ۲۹ — «حرفی که باید گفته می‌شد»یورا چند ثانیه فقط به سوه...

پارت: 12 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*وقتی بالاخره سرش را بلند ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط