{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غرورت نمیزاره برگردی ?!

غرورت نمیزاره برگردی ?!
میدونم.
جوابمو نمیدی ?!
میدونم .
سکوت کردی ?!
میدونم..
محلم نمیزاری ?!
میدونم .
دستاتو بهم نمیدی ?!
میدونم .
میرسه اون روزی که میخوای برگردی !!!
تلفن رو برمیداری ..
زنگ میزنی .
بوق .
بوق .
بوق....
بر نمیدارم !!
عصبی میشی
فوش میدی ..
باخودت میگی
کلاس گذاشتم ..
روز دوم زنگ میزنی
بوق.
بوق.
بوق..
بر نمیدارم .
با خودت میگی
غلط بکنم دیگه بهش زنگ بزنم .
روز سوم
از جلو کوچمون رد میشی .
میبینی حجله یه بنده خدایی رو زدن سر کوچه
دلت میسوزه .
میگی بیچاره جون بود .
میای نزدیک تر
جوان ناکام ...!
چقد قیافش اشناست
عه ! اینکه منم
بالاخره برگشتی ?!
ببخشید
نمیتونم جلو پات بلند شم
اخه زیر خاکم ..
دیدی همه چیزم خاک شد ?!
عشقم !
چقد خوشگل شدی !
چه مشکی بهت میاد .
کاش زود تر میمردم
عه .. گریه نکن دیگه
التماس میکردم .
میگفتم نرو .
روزای بعدش
یادته ?!
النماس میکردم
برگردی ..!
گریه نکن
اخه نمیتونم اشکاتو ببینم ..
اخه زیر خاکم
اخه نمیتونم بلند شم...
چی دارم میشنوم ...
التماس میکنی برگردم ?
عشقم !
اروم باش
غرورت !
نذاشت که زود تر برگردی
دیدگاه ها (۷)

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁸ویو تهیونگ لعنت به خودم (پسرم ا...

Iove and the moonPart322هفته بعد کوک داخل  شرکت  برای یه سفر...

رمان عشق ممنوع

فیک تهیونگ

فیک کوک فصل ²پارت ¹ویو راوی همانطور ا.ت جلوی عمارت ایستاده و...

part : sixجیمین : ا‌.ت کدوم دوستت میاد ؟ا.ت : جیا . جیمین چر...

فیک کوک فصل ²پارت ⁷ویو ا.ت داشتم برای آخرین بار لباسمو مرتب ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.17اون تنها شد تنها...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۷۱صدای بیرون کمتر شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط