{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آذربایجانم تسلیت - آذربایجان ملتی تسلیت

آذربایجانم تسلیت - آذربایجان ملتی تسلیت


خواب شیرین است بخواب ای نازنین ولی ای کاش قبل خوابیدنت خبرم می کردی با تو دیداری داشتم آخه با تو کلی حرف برای گفتن داشتم.

وقتی داشتم جایت را راحت می کردم دیگر راحت بخوابی از چهره ات خواندم می خواستی چیزی بگویی که من صدایت را نشنیدم اما این تقدیر است که تو بخوابی من بالای سرت نالان به عذایت بنشینم .

راستی بگویم برایت از آنکه دلنگرانش ماندی ، نگرانش نباش هم وطنانمون شاید پدر و مادرش نباشند اما برایش خواهر و برادرند و او هم در آغوش برادرش دارد آب می نوشد ... جرعه ای از آن آبی که عمویش از آن دریا مشتش را پر آب کرده برایش آورده ... نمی دانی چقدر آرام در بغل خواهرش چشمانش را بست که دمی استراحت کند اما گویا خوابش نمی برد آخه ای مادر مهربان کودکت تو را نیاز دارد ... راستی برایت بگویم از دیگر خواهران و برادرانم : آنان نتوانستند بیایند به بدرقه ات ولی غیرتی که تو خونشان جوشان است را هدیه کرده اند برای کودکت .

مادر مادر مادر بگویم برایت از کودکی که چند متری تو زیر اوار مانده بود اما باز خدا برایش زندگی کردن را بخشید اما خوردن شیر مادرش را برایش نبخشید.

مادر تو رفتی اما کودکت یک هم وطن هموطنانش هست و می ماند نگرانش نباش مواظبش هستند از دل و جان ، اما فقط امیدوارم همه تفکر هم وطنی داشته باشند و غیرت و شهامت و شجاعت خود را اثبات کنند .
توی دلم بس که آشوب است و تمام وجودم ماتم است نمی دانم با چه واژه ای خودم را سهیم غم مصیب وار تو معرفی کنم اما تسلیت مرا ازم پذیرا باش که :

سنین غمین منیمدی ... غمیکی هامیلیخجا اورک لری اوتلادی سنی منن بو دنیادان آیرلادی الله صبر ورسین .

تسلیت ای هم وطن تسلیت ...
دیدگاه ها (۱۴)

کسیکه نگاهت را...نفهمید...توضیح هایطولانی اترا هم نخواهدفهمی...

سلام به همه ویسی های بامرام

اوما فلکدن فلکین یوخدی وفاسی نه قدر یوخدی وفاسی اوقدر چوخد...

به سادگی رفـت ؛ نــه اینکه دوستم نداشت !نـــــــــه ، فهمید ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش دوم_از عادت کردن فرار می‌کرد و به فرار کرد...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۷۱: سوالی که جوابش طولانی بودچند لحظه در س...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:②پدرِ ربکا با صدایی که از ته چاه میومد درخوا...

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش اول_ تو این دنیا بدون قدرت...

پارت ۳: صدایِ یک سکوتِ ابدیشب، سیاه و خفه بود. بارونِ تندی ب...

پروانه جان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط