{P:8}{Escape of love}
ویو ا/ت
ا/ت:«واقعا نمیفهمی یا خودتو میزنی به نفهمیدن اخه انسان عاقل اگه قیافه لئو رو دیده بودم که اشتباهی به اون یارو مایک شما که شلیک نمیکردم»
کمرون:«خب چی میدونی؟»
ا/ت:«پدر نداره»
کمرون:«لیدی مارو گرفتی؟»
ا/ت:«برادرن بیشتر میدونه»
کمرون:«بیخیال»
ویو تهیونگ
هوف امروز باید برم جایی قرار دارم اما کم و ا/ت گرم گفت و گو شدن پس میرم
تهیونگ:«کم من باید برم جایی شب میام دنبال ا/ت»
ویو کمرون
نیومدی هم نیومدی...
ویو ا/ت
گوشیه کمرون زنگ خورد رفت تو اتاق تا جواب بده خیلی دلم برای جونگکوک تنگ شده بود.
باید چیکار میکردم؟
یعنی میتونستم لئو رو پیدا کنن؟
اگه نتونن من تا ابد اینجا میمونم؟
فقط دلم میخواد ی بار دیگه طعم لباس جونگ کوک رو حس کنم.
(برادر ناتنیشه و تو رابطه بودن)
تو فکر بودم که کمرون اومد
ویو کمرون
چرا اینقدر دلم میخوادش؟ عشق نیست هوس پس مشکلی نیست امتحانش کنم.
رفتم تو اتاق و صداش زدم
ویو ا/ت
کمرون صدام زد که بیام تو اتاق
رفتم اونجا که با به حرکت در بست و قفل کرد نمی فهمیدم چیشد؟
اسمات داخل کامت ها
ا/ت:«واقعا نمیفهمی یا خودتو میزنی به نفهمیدن اخه انسان عاقل اگه قیافه لئو رو دیده بودم که اشتباهی به اون یارو مایک شما که شلیک نمیکردم»
کمرون:«خب چی میدونی؟»
ا/ت:«پدر نداره»
کمرون:«لیدی مارو گرفتی؟»
ا/ت:«برادرن بیشتر میدونه»
کمرون:«بیخیال»
ویو تهیونگ
هوف امروز باید برم جایی قرار دارم اما کم و ا/ت گرم گفت و گو شدن پس میرم
تهیونگ:«کم من باید برم جایی شب میام دنبال ا/ت»
ویو کمرون
نیومدی هم نیومدی...
ویو ا/ت
گوشیه کمرون زنگ خورد رفت تو اتاق تا جواب بده خیلی دلم برای جونگکوک تنگ شده بود.
باید چیکار میکردم؟
یعنی میتونستم لئو رو پیدا کنن؟
اگه نتونن من تا ابد اینجا میمونم؟
فقط دلم میخواد ی بار دیگه طعم لباس جونگ کوک رو حس کنم.
(برادر ناتنیشه و تو رابطه بودن)
تو فکر بودم که کمرون اومد
ویو کمرون
چرا اینقدر دلم میخوادش؟ عشق نیست هوس پس مشکلی نیست امتحانش کنم.
رفتم تو اتاق و صداش زدم
ویو ا/ت
کمرون صدام زد که بیام تو اتاق
رفتم اونجا که با به حرکت در بست و قفل کرد نمی فهمیدم چیشد؟
اسمات داخل کامت ها
- ۳۷.۶k
- ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط