part 10
Spring section:
چشمم خورد به عکسی که بالای کمد بود...
^هی بهار کجا موندی زودباش دیگههه
+عه باشه اومدم.
سریع لباس پوشیدم و رفتیم پایین.
راه افتادیم سمت بازار و کافه؛ دلم برای این شهر و آدماش تنگ شده بود...
^بهار
+جانم
^پسره کی بود؟ اسمش چیبود ؟... اممم جونگ؟
+اون... هیچی بهش فکر نکن
^جدی میگم کی بود؟ از کجا شماره ایرانتو داشت؟ بهش میومد کره ای باشه.
+استاد راهنمام بوده.
رسیدیم به کافه و نشستیم؛ سفارش دادیم و رویا دوباره شروع کرد:
^قول دادی توضیح بدی
+رویا اذیتم نکن عه
^بگو تا دست بردارم
از سیر تا پیاز ماجرا رو براش گفتم.
^نگرانت شده بود آقای گند اخلاق
+مهم نیست؛ حالا چرا گند اخلاق؟ خوبه رفتارش که
^ندیدی چطور قطع کرد؟ اوهههه حواسم نبود شرمنده؛ حتما عشق کورش کرده واسه تو فرشته بوده!
+بس کن رویا!(نویسنده : دههه حرف نزن من خو میدونم همه چیووو / +عههه باشه میبینیم / نویسنده : راس میگی خودمم نمیدونم چی میشه / + هه ! حواست باشه بخاطر بهم ریختن هورمونات گند نزنی به زندگی من بدبخت! / نویسنده : عه زشته بچه :/ )
Fall section:
یه پاکت از داخل جیب کت افتاد زمین . خم شدم و برداشتمش ؛ یه نامه بود؟
نشستم و با دقت بازش کردم ؛ چشمم به نامه افتاد؛ یه نامه از طرف جین آئه؟ امکان نداره...نکنه که... سریع بازش کردم و شروع کردم به خوندنش:
*سلام جونگ گائول!
منم بهار .
شاید وقتی این نامه ببینی من دیگه برگشته باشم و همدیگه رو نبینیم؛ خوشحالم که تو به عنوان یه رفیق کنارم بودی و پا به پای من باهام راه اومدی و کمکم کردی که دووم بیارم.
گائول؛ تو واقعا بهترین دوستم توی اینجا بودی و از داشتن آدمی مثل تو که تبعیضی بین آدما قائل نمیشه خوشحالم.
ببخش منو بخاطر اینکه مطابق سلیقه ات لباس نیست؛چون میخواستم این نامه بعد از وقتی که از کره میرم به دستت برسه.
و متاسفم بابت خوب نبودن متن نامه؛من هنوزهم نمیتونم به خوبی کره ای بنویسم.
ممنون بابت بلیط کنسرتی که بهم دادی و خوشحالم که کنارم بودی؛ اون کنسرت با وجود تو و جی یونگ برای همیشه تکرار نشدنی میشه.
*BJin
(نویسنده : اتمام نامه ! منتظر جر خوردن گائول هستم :)
چیشد؟ من الان یه نامه از جین آئه گرفتم؟!
سردرگم شدم و ناخودآگاه عکس هارو آوردم و باز کردم ؛ عکس روز فارغ التحصیلی جین آئه و جی یونگ، عکس سه نفره ی کنسرت و همه ی عکسای سه نفرمون رو برای من گذاشته بود ... ولی وایسا؛ یکیش کمه! چرا عکس تولدی که با جی یونگ گرفت اینجا نیست؟!
چشمم خورد به عکسی که بالای کمد بود...
^هی بهار کجا موندی زودباش دیگههه
+عه باشه اومدم.
سریع لباس پوشیدم و رفتیم پایین.
راه افتادیم سمت بازار و کافه؛ دلم برای این شهر و آدماش تنگ شده بود...
^بهار
+جانم
^پسره کی بود؟ اسمش چیبود ؟... اممم جونگ؟
+اون... هیچی بهش فکر نکن
^جدی میگم کی بود؟ از کجا شماره ایرانتو داشت؟ بهش میومد کره ای باشه.
+استاد راهنمام بوده.
رسیدیم به کافه و نشستیم؛ سفارش دادیم و رویا دوباره شروع کرد:
^قول دادی توضیح بدی
+رویا اذیتم نکن عه
^بگو تا دست بردارم
از سیر تا پیاز ماجرا رو براش گفتم.
^نگرانت شده بود آقای گند اخلاق
+مهم نیست؛ حالا چرا گند اخلاق؟ خوبه رفتارش که
^ندیدی چطور قطع کرد؟ اوهههه حواسم نبود شرمنده؛ حتما عشق کورش کرده واسه تو فرشته بوده!
+بس کن رویا!(نویسنده : دههه حرف نزن من خو میدونم همه چیووو / +عههه باشه میبینیم / نویسنده : راس میگی خودمم نمیدونم چی میشه / + هه ! حواست باشه بخاطر بهم ریختن هورمونات گند نزنی به زندگی من بدبخت! / نویسنده : عه زشته بچه :/ )
Fall section:
یه پاکت از داخل جیب کت افتاد زمین . خم شدم و برداشتمش ؛ یه نامه بود؟
نشستم و با دقت بازش کردم ؛ چشمم به نامه افتاد؛ یه نامه از طرف جین آئه؟ امکان نداره...نکنه که... سریع بازش کردم و شروع کردم به خوندنش:
*سلام جونگ گائول!
منم بهار .
شاید وقتی این نامه ببینی من دیگه برگشته باشم و همدیگه رو نبینیم؛ خوشحالم که تو به عنوان یه رفیق کنارم بودی و پا به پای من باهام راه اومدی و کمکم کردی که دووم بیارم.
گائول؛ تو واقعا بهترین دوستم توی اینجا بودی و از داشتن آدمی مثل تو که تبعیضی بین آدما قائل نمیشه خوشحالم.
ببخش منو بخاطر اینکه مطابق سلیقه ات لباس نیست؛چون میخواستم این نامه بعد از وقتی که از کره میرم به دستت برسه.
و متاسفم بابت خوب نبودن متن نامه؛من هنوزهم نمیتونم به خوبی کره ای بنویسم.
ممنون بابت بلیط کنسرتی که بهم دادی و خوشحالم که کنارم بودی؛ اون کنسرت با وجود تو و جی یونگ برای همیشه تکرار نشدنی میشه.
*BJin
(نویسنده : اتمام نامه ! منتظر جر خوردن گائول هستم :)
چیشد؟ من الان یه نامه از جین آئه گرفتم؟!
سردرگم شدم و ناخودآگاه عکس هارو آوردم و باز کردم ؛ عکس روز فارغ التحصیلی جین آئه و جی یونگ، عکس سه نفره ی کنسرت و همه ی عکسای سه نفرمون رو برای من گذاشته بود ... ولی وایسا؛ یکیش کمه! چرا عکس تولدی که با جی یونگ گرفت اینجا نیست؟!
- ۲.۴k
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط