سوار تاکسی شدم، کنارم یکی بود که دستش مرغ و روغن بود

سوار تاکسی شدم، کنارم یکی بود که دستش مرغ و روغن بود
خلاصه بدجور جا تنگ شده بود
گفتم: سبد کالاست؟
گفت: آره
گفتم:ربش کو
گفت: مگه ربم بود
گفتم: مگه خبر نداری
هیچی دیگه یارو پیاده شد رفت دنبال رب
خدایا منو ببخش
خودت دیدی جا تنگ بود

#جوک
#عروس
#خنگولستان
#khengoolestan.com
دیدگاه ها (۱)

سوار تاکسی شدم، کنارم یکی بود که دستش مرغ و روغن بود خلاصه ب...

دیروز سوار تاکسی شدم ،کنارم یکی بود که دسش مرغ و روغـن اینا ...

امروز سوار تاکسی شدم ، کنارم یکی بود که دسش مرغ و روغـن این...

امروز سوار تاکسی شدم،کنارم یکی بود که دستش مرغ و روغن اینا ب...

امروز سوار تاکسی شدم ، کنارم یکی بود که دستش مرغ و روغـن این...

امروز سوار تاکسی شدم ، کنارم یکی بود که دسش مرغ و روغـن این...

امروز سوار تاکسی شدم ، کنارم یکی بود که دسش مرغ و روغـن اینا...

امروز سوار تاکسی شدم ،کنارم یکی بود که دسش مرغ و روغـن اینا ...

امروز سوار تاکسی شدم ، کنارم یکی بود که دسش مرغ و روغـن این...

امروز سوار تاکسی شدم ،کنارم یکی بود که دسش مرغ و روغـن اینا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط