سوار تاکسی شدم، کنارم یکی بود که دستش مرغ و روغن بود

سوار تاکسی شدم، کنارم یکی بود که دستش مرغ و روغن بود
خلاصه بدجور جا تنگ شده بود
گفتم: سبد کالاست؟
گفت: آره!
گفتم:ربش کو ؟
گفت: مگه ربم بود ؟
گفتم: مگه خبر نداری؟؟؟
هیچی دیگه یارو پیاده شد رفت دنبال رب !!!!
خدایا منو ببخش
خودت دیدی جا تنگ بود!
دیدگاه ها (۲)

رئیس دوست داشتنی من پارت نهم صبح بود ومن درسرکار مشغول به کا...

پشت نقاب عشق 💗نویسنده: جئون جنیعصر، جونگ‌کوک با ماشین مشکی‌ا...

عاشقم باش Part 53

اسیر مافیاپارت ⁵ویو مین یونگیتلفنم‌رو جواب دادم بهم خبر دادن...

پارت ۳ اشتباهی آپ شده جابه جا شدنوقتی یهو p4 جیمین : کوک (...

part 56کیم ویصدای در اومد همینکه یونا وارد شد همه با اهنگ تو...

بچه ها پارت ۱۰۰ پاک شد من دوباره گذاشتمش 𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅...

امروز سوار تاکسی شدم،کنارم یکی بود که دستش مرغ و روغن اینا ب...

امروز سوار تاکسی شدم ، کنارم یکی بود که دستش مرغ و روغـن این...

دیروز سوار تاکسی شدم ،کنارم یکی بود که دسش مرغ و روغـن اینا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط