{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم الله الرحمن الرحيم

بسم الله الرحمن الرحيم
پاسخ : این متن دست به دست فضای مجازی می چرخه :
حسین بن منصور حلاج را در ظهر ماه صیام :
گذر به کوی جذامیان افتاد، جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند،حلاج بر سر سفره نشست و چند لقمه به دهان برد.جذامیان گفتند:
دیگران بر سر سفره ما نمی‌نشینند
و از ما می‌ترسند!
حلاج گفت؛ آنها روزه‌اند و برخاست!
غروب هنگام افطار ‏حلاج گفت خدایا روزه مرا قبول بفرما!
شاگردان گفتنداستاد ما دیدیم که روزه‌شکستی!
حلاج گفت؛ ما مهمان خدا بودیم،
روزه شکستیم ولی دل نشکستیم!
آنجاکه دلی‌بود به میخانه نشستیم
آن توبه صد ساله به پیمانه شکستیم
از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب
ما توبه شکستیم ولی‌دل نشکستیم !

جواب: متن ترکیبی است از حق و باطل.
قسمت حق آن پرهیز از دل شکستنه،
و قسمت باطلش ؛ دل نشکستن به هر قیمتیست.
لازم به ذکره که :
اولا" :جزام بیماری ای نیست که به خاطرش نشود روزه گرفت .
دوما" : بر فرض جواز روزه نگرفتن برای چند تا جزامی خیلی بد احوال ، عقل جزامیها که معیوب نشده،لذا در ماه رمضان،باید در خلوت غذا می خوردن نه در کنار خیابان.
سوما" : منصور حلاج حق نداشته به خاطر اتیان توهمی حق جزامیها،حق خداوند متعال را نادیده بگیره.
چهارما": این داستان مذکور بدون سند و منبعه و شأن حلاج هم اجل از انجام این گونه اشتباهات بوده است.
دیدگاه ها (۰)

متن پست رو بخونید کوتاهه:)منصور حلاج را درظهر ماه صیام از کو...

این متن فوق العاده زیباست :منصور حلاج را درظهر ماه صیام از ک...

منصور حلاج را درظهر ماه صیام از کوی جذامیان گذرافتاد.جذامیان...

محمد:حسین بن منصور حلاج را در ظهر ماه صیام گذر به کوی جذامیا...

"حسین بن منصور حلاج را درظهر ماه صیام از کوی جذامیان گذرافتا...

جذامیان به ناهار مشغول بودند و به منصور حلاج تعارف کردند...ح...

ماه رمضان بود و منصور حلاج از شهر جذامیان رد میشد.جذامیان به...

منصور حلاج را در ظهر ماه صیام از کوی جذامیان گذر افتاد. جذام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط