بے آنکہ اجازه بگیرב

بے آنکہ اجازه بگیرב
قَلبم را اسیر نگاه خویش کرב
و مَטּ نیز بے آنکہ بבانم چرا
چشمانَم را بہ انتظار نگاهَش روانہ ساختم
و פال بے آنکہ بخواهم
בر فراقش گونہ هایم را میزباטּ شَبنم چشمانَم ساختہ ام
دیدگاه ها (۲)

Destiny part 18

پارت: 25 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نگاهِ زین برای یک ثانیه روی...

پرنسس ناخواسته

بار مثل هر شب شلوغ بود؛ نورهای قرمز و بنفش روی دیوارها می‌رق...

البته که قبلا حضرت اقا فرمودن مراقب گوشهایتان در مقابل

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁷بوسه تموم شد.ولی هیچکد...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

Ten

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط