من نمیتوانم مثل تو دوست داشتنم را ترانه کنم

من نمیتوانم مثل تو دوست داشتنم را ترانه کنم
عاشقانه هایم را ساز بزنم
دلداگی هایم را آواز بخوانم
من فقط میتوانم
انگشتانم را بر کاغذ به رقص دربیاورم
و دلیل خنده ی چشمانم را کلمه به کلمه روی کاغذ بنشانم
میتوانم قلمم را آغشته به رنگ عشقت کنم و دلیل تپش قلبم را بر بومی از دوست داشتن نقاشی کنم
تا همگان نقش قلبم را بر زندگی ات ببینند
من با تو
نقاشی عاشق ام

#سونا_محمدی

#زیبا
دیدگاه ها (۳)

Ten

هیچکس بی واژه شعر نمیگوید..... هیچکسی بی هوا یا از سر دشمنی ...

همانند زمانی که  اولین قطره اشک از چشمانم جاری شدچون  لحظه ا...

واژه ای محکوم به حبس

به رسم محبت ، بسم الله. . .دلتنگ نوشتن هستم اما نمیتوانم بنو...

"خب درباره این موضوع حرف های خیلی زیادی گفته شده و وجود داره...

تسکین حال بد من!مسکن آرامش! این کدام بهانه است؟!این کدام تو؟...

**photo & text by :delaram**باذن الله... بسم الله. . .×× من،...

هشتاد و هشت قدم پایین تر از کافه خیابانی فرعی ختم میشد به کو...

هشتاد و هشت قدم پایین تر از کافه خیابانی فرعی ختم میشد به کو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط