اورلورا

پارت ۱۸ (فکرکنم)
لورا ویو
صب بیدار شدم صدای دنیلا و تهیونگ میومد احتمالا دارن باهم دعوا میکنن نزاشتن من بخوابم هوفففف
بلند شدم رفتم از اتاق بیرون
لورا. هویییی چتونههه خونه رو گذاشتید رو سرتوننن خفه شید گربم خوابه
دنیلا. تو یکی خفه شو که همه چی از گور تو بلند میشه
تهیونگ. بسههه هر دو تون خفه شید
دنیلا. بهت نشون میدم اقای کیم😡
تهیونگ. برو هر گوهی میخوای بخور(نکته تهیونگ عاشق دنیلاعه)
لورا. گفتم خفه شین اهه

دنیلا از خونه زد بیرون لورا و تهیونگ تو خونه ان


تهیونگ. میبینی همه چی تقصیر توعه از الان به بعد تو زیر زمین زندگی میکنی فهمیدی
لورا. تو کی باشی به من دستور بدی


ویو راوی تا تهیونگ خواست لورا رو بزنه یه حاله بزرگ دور لورا رو گرفت یه حاله بنفش و سیاه بود (درسته این حاله یبار هم تو فیک بوده همونجایی که پیش درخت نشسته بود لورا اونجا)


تهیونگ زبونش بند اومده بود اون خوب میدونست اون حاله چیه ولی لورا نمیدونست



خ م ا ر ی

شرطا
لایک ۶
کامنت ۵
بازنشر ۲
دیدگاه ها (۱۰)

خواهر ته رو لورا مینویسم لورا: خوبییییییون: تو اینجا چیکار م...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۸۲بعد از دیشب و اون مستي و بع...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۱ پارتویو &چند دقیقه گذشت.ته...

My dady پارت①سانا: ات اتتتتت جواب سوال ۵ چی میشههات:...... س...

شلام برین برای پارت گذاری ؟❣️❤️🧸🎀🤭بزن بریممممم رمان :«استاد ...

رمان

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁸ویو تهیونگ لعنت به خودم (پسرم ا...

پارت ۱ :ویو ا/ت : سلام من ا/ت هستم دختر یه خانواده ی پولدار ...

رمان سوم پارت سینزدهم * هر کس هنتای فئو نیکو رو میخواد بیاد ...

پارت : ۱۳ ویو me:ا.ت و جیمین از حموم اومدن بیرون و لباس پوشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط