Little pink season 1 :new ajents
دامیان :(اینا...اینا...اینا که همشون مربوط به ۶ ماه اخیره )عااا اینا رو تو حل کردی ؟
اندی :اره خب.... من تو اداره پلیسم فعالیت کمی ندارم
دامیان :واو عین شرلوک هلمز میمونه
اندی :خب آره یه خواهر دیونه به اسم آنیا که جای آنولا هلمزو میگیره و یه خواهر دیگه که نمیدونم شاید جای مایکرافتو بگیره فقط یه جان واتسون برا خودم کم دارم
دامیان :تو همسن داداشمی درسته ؟
اندی :هوم خب آره (لعنتی هیچوقتم ازم عقب نمی افته )
دامیان :خب....تو ازش چیزی میدونی ؟
اندی :عام نه در اون حد فقط میدونم توی حیاط نخبگان عادت داره چایی بخوره من فقط تو ریاضی و زبان باهاش هم کلاسیم
بفرمایید اینم ماسماکتون حالا با اجازه ما رفع زحمت کنیم
دامیان میره کنار :بفرمایید
اندی :(تایمارو حساب کنیم تا ۱ ساعت دیگه باید تو اکواترس باشم اون زن ۱۰ سال بود مارو ول کرده بود الان یاد گذشته کرده؟ )
_____________________________
؟؟؟ :اوه ببین کی اینجاست همون پسر بازنده ای که فکر میکردم مرده باشه
اندی :درود بر شما اعلی حضرت (خدایا حاظرم از دمتروس ببازم ولی جلوی این زنیکه نباشم)
اکیلا :خب خب از اونجایی که هنوز زبون داری نیاز نیست نگران باشم
اندی :میتونم بپرسم چه درخواستی از مت دارید مادر ؟
اکیلا :مثل همیشه میری سر اصل مطلب ....تو باید ازدواج کنی
یهو برگا کل جمعیت از جمل اندی میریزه
اندی :چی ؟!؟
اکیلا :میدونم حرفمو شنیدی پس تکرارش نمیکنم
اندی :مادر من به تصمیماتون احترام کامل رو میذارم ولی این یکی رو نمیتونم قبول کنم
اکیلا :مثل اینکه گوشات کر شدن اندرو من به تو حق انتخابی ندادم
تا فارغ التحصیلیت از اکواترس بهت مهلت میدم تا اون موقع یا خودت نامزد پیدا میکنی یا خودم یکی رو پیدا میکنم
اندی :چ.چشم (لعنت بهش فارغ التحصیلی که نهایتا ۶ یا ۷ ماه دیگه است تا اون موقع چیکار کنم؟؟؟؟وایسا میتونم از اون......نه نه نه هرکی به جز اون دختره عجوزه )با اجازه من رفع زحمت میکنم
(ساعت ۸:۳۰دقیقه شب برلینت )
ایوا :هوممممم ازدواج ها؟
اندی :بله خود خود ازدواج و کلا ۶ ماه وقت دارم
ایوا :میتونی به ل_
اندی :اسم اون دختره عجوزه رو جلوی من نیار
ایوا :باشه باشه ولی تو که قبلا با اون تو رابطه بودی نبودی ؟
اندی :نع من نبودم خودش جار میزد که اینطوریه
ایوا :باشه باشه میخوایی به آنیا بگی ؟
اندی :به اون بگی پا میشه واس خودش جشن میگیره (نمیتونم بگم وگرنه میاد مخمو میخوره که من باید زنتو انتخاب کنم )
ایوا :اصلا معیاری برای زن آیندت داری ؟
اندی :خب ... مزاحمم نباشه کاری به کارم نداشته باشه و احتمالا اگه خواستم طلاق بگیرم قبول کنه
ایوا :خب اگه همچین فرشته ای وجود داشت خوشحال میشم ملاقاتش کنم
و میره
اندی :(حالا من از کدوم خراب شده ای پاشم نامزد پیدا کنم؟)
مگه قرار نبود این با _ چیزه نه من لو نمیدم انچه در پارت بعد هم نداریم^○^
اندی :اره خب.... من تو اداره پلیسم فعالیت کمی ندارم
دامیان :واو عین شرلوک هلمز میمونه
اندی :خب آره یه خواهر دیونه به اسم آنیا که جای آنولا هلمزو میگیره و یه خواهر دیگه که نمیدونم شاید جای مایکرافتو بگیره فقط یه جان واتسون برا خودم کم دارم
دامیان :تو همسن داداشمی درسته ؟
اندی :هوم خب آره (لعنتی هیچوقتم ازم عقب نمی افته )
دامیان :خب....تو ازش چیزی میدونی ؟
اندی :عام نه در اون حد فقط میدونم توی حیاط نخبگان عادت داره چایی بخوره من فقط تو ریاضی و زبان باهاش هم کلاسیم
بفرمایید اینم ماسماکتون حالا با اجازه ما رفع زحمت کنیم
دامیان میره کنار :بفرمایید
اندی :(تایمارو حساب کنیم تا ۱ ساعت دیگه باید تو اکواترس باشم اون زن ۱۰ سال بود مارو ول کرده بود الان یاد گذشته کرده؟ )
_____________________________
؟؟؟ :اوه ببین کی اینجاست همون پسر بازنده ای که فکر میکردم مرده باشه
اندی :درود بر شما اعلی حضرت (خدایا حاظرم از دمتروس ببازم ولی جلوی این زنیکه نباشم)
اکیلا :خب خب از اونجایی که هنوز زبون داری نیاز نیست نگران باشم
اندی :میتونم بپرسم چه درخواستی از مت دارید مادر ؟
اکیلا :مثل همیشه میری سر اصل مطلب ....تو باید ازدواج کنی
یهو برگا کل جمعیت از جمل اندی میریزه
اندی :چی ؟!؟
اکیلا :میدونم حرفمو شنیدی پس تکرارش نمیکنم
اندی :مادر من به تصمیماتون احترام کامل رو میذارم ولی این یکی رو نمیتونم قبول کنم
اکیلا :مثل اینکه گوشات کر شدن اندرو من به تو حق انتخابی ندادم
تا فارغ التحصیلیت از اکواترس بهت مهلت میدم تا اون موقع یا خودت نامزد پیدا میکنی یا خودم یکی رو پیدا میکنم
اندی :چ.چشم (لعنت بهش فارغ التحصیلی که نهایتا ۶ یا ۷ ماه دیگه است تا اون موقع چیکار کنم؟؟؟؟وایسا میتونم از اون......نه نه نه هرکی به جز اون دختره عجوزه )با اجازه من رفع زحمت میکنم
(ساعت ۸:۳۰دقیقه شب برلینت )
ایوا :هوممممم ازدواج ها؟
اندی :بله خود خود ازدواج و کلا ۶ ماه وقت دارم
ایوا :میتونی به ل_
اندی :اسم اون دختره عجوزه رو جلوی من نیار
ایوا :باشه باشه ولی تو که قبلا با اون تو رابطه بودی نبودی ؟
اندی :نع من نبودم خودش جار میزد که اینطوریه
ایوا :باشه باشه میخوایی به آنیا بگی ؟
اندی :به اون بگی پا میشه واس خودش جشن میگیره (نمیتونم بگم وگرنه میاد مخمو میخوره که من باید زنتو انتخاب کنم )
ایوا :اصلا معیاری برای زن آیندت داری ؟
اندی :خب ... مزاحمم نباشه کاری به کارم نداشته باشه و احتمالا اگه خواستم طلاق بگیرم قبول کنه
ایوا :خب اگه همچین فرشته ای وجود داشت خوشحال میشم ملاقاتش کنم
و میره
اندی :(حالا من از کدوم خراب شده ای پاشم نامزد پیدا کنم؟)
مگه قرار نبود این با _ چیزه نه من لو نمیدم انچه در پارت بعد هم نداریم^○^
- ۲۱.۰k
- ۰۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط