پارت چهارم

آنا لیوان قهوه رو روی پیشخوان گذاشت.
ـ «سفارش شما.»

مشتری تشکر کرد و رفت.

سومی کنار آنا ایستاده بود و سفارش بعد
ی رو می‌خوند.

ـ «آنا، این یکی لاته‌ست.»

ـ «باشه.»

آنا مشغول درست‌کردن قهوه شد
که سومی پرسید:

ـ «راستی، هم‌خونه‌ت چطوره؟»

آنا یه لحظه مکث کرد.

ـ «جونگ‌کوک؟»

ـ «آر
ه.»

ـ «بد نیست.»

سومی خندید.

ـ «فقط بد نیست؟»

ـ «خب تازه دو روزه می‌شناسمش. چی باید بگم؟»

ـ
«هیچی، کنجکاو بودم.»

آنا لیوان رو جلو گذاشت.

ـ «من هنوز حتی نمی‌دونم دقیقاً چه کاری انجام می‌ده.»

سومی ابرو بالا انداخت.

ـ «نپرسیدی؟»

ـ «نه.»

ـ «چرا؟»

آنا شونه بالا انداخت.

ـ «زیادی فضولی به
نظر میاد.»

همون موقع مدیر کافه از دور گفت:

ـ «آنا! سفارش میز شش.»

آنا سریع جواب داد:

ـ «چشم!»

سومی زیر لب گفت:

ـ «امروز جون سالم به در نمی‌بری.»

آنا خندید.

ـ «خودت اول زنده بمون »

#ویسگون #رمان #بی تی اس #ارمی #کیم نامجون # کیم سوکجین # مینیونگی#جانگ_هوسوک #پارک_جیمین #کیم_تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳۶ صبح روز بعد، با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم.با خوا...

🍓 مشتری همیشگی 🍰پارت ۳ روزها گذشت.مشتری ناشناس تقریباً هر دو...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟓 ☕🍓𓂃 ࣪˖ ִֶָ «یکی برای منم بگیر.....

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

چندپارتی جونگ کوک

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 47[راوی]جمعه با...

چند پارتی جیمین پارت چهارم

پارت سوم | بدون شکرسه روز گذشته بود.لیانا طبق معمول وارد کاف...

چند پارتی

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝓒𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 29ویولت و هوسوک از مهمان‌خانه بیرون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط