{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

که یهو صدای تیر اومد(ریدم تو تصوراتتون)

که یهو صدای تیر اومد(ریدم تو تصوراتتون)
خورد به لاستیک ماشین
ماشین نگه داشتم اصلحمو از داشبورد در آوردم پشت ماشین رفته و تیز زدم دو تاشو موندن اه شن تیر ندارم رفتم با دستام زدمشو اون غول بیابونیارو
زنگ زدم به بادیگارد اومد دنبالم رفتم سمت هتل تمام باندو جمع کردم و فرستادم دنبال ا.ت آدرسشویر آوردن رفتم با ۱۰ تا بادیگارد که گفتم با علا مت من بیای تو
رفتم صدای جیغ آوند سریع رفتم سمت دیدم داشت به ا
ت ت.جا.و.ز می‌کرد
تا اومدم جلوشو بگیرم ۳۲ بادیگارد اومدن منو گرفتن باعث شدن دو زانو بزنم
..جیمین کمکک
، ا.تت ولم کننند
واقعا جلو چشمم چرا کایییییی
لباسای ا.ت در اومده بود کای یه نگاه انداخت و پوزخند زد از زیر دستشون اومدم بیرون که کای منو گرفت و داد به بادیگارد زدنم اما ا.ت چرا چرا داره چشماش سفید میشه
یهو اومد گردن کائو گرفت
کای:تو چرا چرا اینجوری شدی
..پن لارابورام اون روی ا.ت که فعال شده مرسی که بیدارم کردی
،ا.ت
..جیمین خوبی
،اره

کای یو کشتیم اما بادیگارد ها موندن
، آمده ای
..منکه برام تفریحه(بازشماری سفیدد)
ا.ت می زدشون آنقدر که مردن این ا.ته این دیگه چیه وا لنز گ دد اشته

ویو خونه
، ا.ت
..بله
، نمیخوای لنزتو دراری
..لنز؟
،اره
..من لنز نزاشتم
، پس این چیه
..نمیدونم اما اون روی منه
، کدوم رو
..روی ام چمدونم شبیه این اجنه ها که میتونم هیپنوتیزم کنم و بزن مناقص کنم حص شیشمم قویه بیاییم تازه اسمشو گذاشتم لارابورام
ا.ت این امکان نداره موجودات افسانه ای ۴۰۰۰هزار سال پیش منقرض شدن
.. درسته این همون ارث پدرم
منطقیه
،🤔
دیدگاه ها (۱۹)

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:6 ا/ت:باش رفتم نشستم غذا خوردم پیششون...

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

{ازدواج پر حاشیه من}☆پارت ۹☆{اسلاید ۲ لباس خونگی ا/ت}ویو ا/ت...

تکپارتی جونگ کوک

فیک تهیونگ

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

دوپارتی اسمات درخواستی از جیناسمات از جینا،ت ویوجین بعد از ۳...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ²ویو تهیونگ اصلا به حرف ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط