بسم ربــ العشق،

بسم ربــ العشق،
ربــ العالمین ...
ربــ مولایم امیرالمومنین

این در هم عجب مصیبتی شده ...
چِــل مـرد جنگــی و
یکــ دستِــ بـی هــوا
او پشتــ دربــ خانه ی زهرا (س) نشسته استــ
یکـــ قصــه ی حـزیـن !
... بیعتـــ شکـسـتـه انـد ...

۞ یـا رب یـا رب یـا رب
...بگویـد تا آنکـ ه نفـس قطـع شـود...*
*دعاے ابوحمزه...
آنقدر گفتــ و گریستــ ،
آنقدر درهم یا ربــ گفتــ و یا علی گفتــ و گریستــ ...
که نفس هم بند آمـــد
... الهی بشکند دستَت مغیره
دیدگاه ها (۱)

**پارت چهارم: سرعت و جنون**جونگ‌کوک با خشونتی سرد و بی‌رحمان...

پارت چهارم: بازگشت به نقطه‌ی صفرپله‌های مارپیچ و سنگی برج سا...

....پارت هشتم....

🥀 نیمه تاریک ماه پارت سوم : اعترافی در حضور امپراتوریسکوت س...

{محکوم به لمس } part ۳۰ 杂交种 سال ها قبل رن خواهرش را شب ها ت...

پارت: 16 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت دوازده و نیم ظهر، کاف...

𝖕𝖆𝖗𝖙7دود، مثل ماری خاکستری، در راهروها می‌خزید. مارال با پدر...

🖤 تک‌پارتی: «تو خواهرمی... پس چرا؟»ژانر: عاشقانه، درام، حساد...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽part 9×خانم‌ها و آقایان، به م...

#حضرت_زهرا من زنده ام آن وقت تو زار و حزین باشیتو فاطمه دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط