part18🦋

part18🦋







//خونه







-نارا خیس آبی برو لباساتو عوض کن بیا پایین برات دمنوش درست کنم
&نیازی نیست بخوابم خوب میشم
-نه بزار درست کنم
&باشه پس من برم لباسامو عوض کنم
-موهاتم خشک کن
&چشم






نامجون«نارا هم ترسیده بود هم سردش شده بود پس براش یه دم نوش آرام بخش و یه کم کیک شکلاتی اماده کردم که دیدم اومد






&من اومدم
-بیا اینجا {دستاشو به سمتش باز میکنه}
&{میره بغلش و سرشو می‌زاره رو شونش}
-بهتری؟
&اوم گرمم شد
-خداروشکر
&داداش
-بله
&میشه بیشتر بغلم کنید
-{محکم به بغلش فشارش میده}
&اخیش گرم شدما
-{سرشو میبوسه}بشین عزیزم
&به به داداش چه کردی
-گفتم یه چیزی درست کنم هم ارومت کنن هم گرم
&دستت درد نکنه
-خواهش میکنم بخور ببین چطور شده
&اوم خیلی خوبه کیکش رو ار کجا گرفتی
-خودم درست کردم
&عه واقعا‍؟
-اره
&خیلی خوبه









ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

تک پارتی به مناسبت تولد جیمین

Pat:5اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک. جواب دادم و سریع گفت زنتو گ...

#دوست_پسر_شیطون_من part: 8ویو صبح هیونجین: بیدار شدم که دیدم...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم ------ادامه پارت ۲۴

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

part 72دکتر رفت و جیهوپ نشست پایین صندلی و دستشو گرفت.جیهوپ«...

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

Iove and the moonPart26کوک: خب خانم یونا خب ول خرجی کردی یون...

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط