تو مدتی که تو ویسگون بودم خیلی ها رو شناختم

تو مدتی که تو ویسگون بودم خیلی ها رو شناختم
اما بعضی ادما هستن که باید ازشون تشکر کنم
گروه 13که همشون رو دوست دارم
مهرناز دختری باحال و پایه تو همه چیز
مهنا مهربون و ساده
سارا بامزه و قابل اعتماد
مهلا با اینکه باهاش دعوا میکردم اما احساس پایبندیش به وان دی و به خصوص لیام رو دوست داشتم
افرین دوست داشتنی
نگار تازه شناختمش ولی خیلی دختر خوبیه
سپهر جدی و یه مدیر لایق
و همین طور گروه قبیلم الماس که اون هام خیلی خوب بودن ولی من با گروه سیزده خیلی راحت تر بودم
والبته از بعضی کسایی که وقتی من تازه اومده بودم خیلی کمکم کردن
مثل کوروش و مهرناز و ارمان و وی و الکای
و البته از کسی که خیلی دوسش دارم و فقط بخاطر من میادویسگون وعکسام رو لایک میکنه و احتمالا هیچکدومتون نمیشناسیدش یعنی شایان خیلی تشکر میکنم
امیدوارم کسی رو جا ننداخته باشم اگه جاتون انداختم منو ببخشید
دیدگاه ها (۳۰)

ای لاو یو جی کی پارت یک«ات»همه چی داره بخوبی پیش می ، من بیس...

Enemys Embrsce [ part 39 ]

کپشن حتما حتمااااااااا چک بشه

پارت 36𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋 ویو آت 🦋𓂃 ࣪˖ ִֶָبعد از چند دقیقه، هیون‌وو ب...

Part ²⁹ویو لیلیزود از اتاق زدم بیرون دلم میخواست هوا بخورم ا...

#تجربه_من ۱۳۶۶#فرزندآوری #دوتا_کافی_نیست #بارداری_بعداز_35_س...

★دوست بچگی...p⁴همچنان اومدم اعتراض کنم که...من رو بوسید!شوکه...

[ پارت آخر ]

تکپارتی𓂃 ࣪˖ ִֶָ☾. ݁₊ ⊹ . ݁˖ تهیونگهایی من ات هستم دوست دختر ...

پارت ۱۵ ات خندید و تهیونگ رو بغل کرد ....تهیونگ گفت ...قربون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط