اونور جنگل تن سبز...

اونور جنگل تن سبز...
پشت دشت سر به دامن...
اونور روزای تاریک...
پشت این شبای روشن...
برای باور بودن...
جایی شاید باشه شاید...
برای لمس تن عشق...
کسی باید باشه باید...
که سر خستگیاتو به روی سینه بگیره...
برای دلواپسیات واسه سادگیت بمیره...
یکم نوستالژیک نشیم؟:)
دیدگاه ها (۰)

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁷ویو جونکوکجونکوک... سکو...

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 24نگهان..... چراغ‌ های مدرسه یکی...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت شانزدهم

پارت۸(کاتسوکی با حرص از روی تخت بلند شد و چند بار طولِ اتاقش...

پارت ۳۲‌بعد از اینکه خبرِ پیوستنِ حسنا به بلک‌پینگ مثل بمب د...

به نام خدا--سیلام🤓🌚بعد میلیارد ها سال بهار یادش اومد سناریو ...

جهانی میان بیداری و خواب

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 18چند روز از اون ماجرا گذشت و رینا هنوز توی خ...

dark life = 49ات از پله‌ها پایین دوید. آشپز، آقای هان، توی آ...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁷ویو میکا_____دستمو برد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط