موج برگشت ولی غرق پشیمانی ها
موج برگشت ولی غرق پشیمانی ها
ساحل امن تو و این همه قربانی ها؟
باز ای برگ برای تو چه خوابی دیده ست
حضرت باد در آغوش پریشانی ها
کاری از دست من و شانه ی تو ساخته نیست
باد گیسوی تو را برده به مهمانی ها
ماهی و ذره ای از جذبه ی تو کم نشده ست
گذر موج من افتاد ه به کنعانی ها
آه ای عشق مگر کوه هماوایی تو
برسد باز به فریاد غزل خوانی ها
رضا کرمی
ساحل امن تو و این همه قربانی ها؟
باز ای برگ برای تو چه خوابی دیده ست
حضرت باد در آغوش پریشانی ها
کاری از دست من و شانه ی تو ساخته نیست
باد گیسوی تو را برده به مهمانی ها
ماهی و ذره ای از جذبه ی تو کم نشده ست
گذر موج من افتاد ه به کنعانی ها
آه ای عشق مگر کوه هماوایی تو
برسد باز به فریاد غزل خوانی ها
رضا کرمی
- ۱.۰k
- ۱۴ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط