{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Psychic lover57🖤

Psychic lover57🖤
امشب!قرار نیست که اینجا بمونم.باید
لباس های‌ گرم بپوشم و شب فرار کنم.
البته لباس های گرمی ندادن بهم.حیح
ولی هیچی مثل دنس نمیتونه آرومم کنه.
شروع کردم مثل دیوونه ها به دنس رفتن.
یک بار واسه ایدل شدن اودیشن دادم.
قبول هم شدم…اما اوپا نزاشت برم.
مثل دیوونه ها میرقصیدم.انگار نه انگار
که الان اینجا زندانیم!
(دوستان بلک پینک وجود داره اما بی تی اس نه)
ولی مثل اینکه دیوونه گیم از مرزش گذشته.
جونگکوک!
اهه لعنتی وقتی یادم افتاد انگار کلا از کار افتادم.وایی ولش کن.اون اگه میخواست بیاد
میومد.واقعا چجوری از امیدم،نا امید شدم
واقعا اون تنها امیدم‌ بود که تونستم باهاش
با اینجا کنار بیام.ولی بدون هیچ وقت
فراموشت نمیکنم.کتک میخوردم
تحقیر میشدم اما امنیت داشتم.میدونستم
شب میخوابم صبح پا میشم امنیت دارم
غذا دارم جای خواب دارم و حتی یک آدم کنارم هست که روانیه اما آدمی نیست به من آسیبه
خیلی جدی بزنه.من امشب فرار میکنم.
میرم یک سر به خونه ی خودم میزنم و بعدش
برمیگردم پیشت جونگکوک.از حرف یونجون
فهمیدم که فامیلیش جئونه.جئون جونگکوک.
واو.امشب باید غذام رو بخورم بعد بخوابم.
ببخشید نخوابم و فرار کنم.این درسته.
رفتم تو تخت تا کمی بخوابم.
اما لعنتی مگه خوابم میبره.
هوا سرده و وقتی که میری میری زیر لحاف
گرم خیلی خوابیدن میچسبه.
هی دختر تحمل کن قراره بری خونه تو
تخت خودت بخوابی.اره.تصمیم گرفتم
پاشم برم یک دوش آب گرم بگیرم.
بدنم بخاطر کتک های دیشب درد میکنه
مخصوصا کمرم.انگاری که یکم زخم
شده باشه.دوشم رو گرفتم اومدم بیرون
بدنم رو با حوله خشک کردم.خواستم
موهام رو خشک نکنم ولی گفتم سرما میخورم
بدبختیه.با هزار بدبختی موهام رو خشک کردم
و لباس پوشیدم.
راستی اون روزی که یونجون ازم پرسید
اون در مخفی رو پیدا کردم یا نه بهش
گفتم تو یکی از راه رو هاست.چون
اعتماد ندارم بهش.مشکوک میزنه.
شاید اگه میفهمید همه چی عوض می مشید.
خوب بله غذا رو هم اوردن.همینجوری
در رو باز کرد و غذا رو گذاشت رفت.
تو دلم یک استرس خاصی بود.نمیدونم چرا
فک کنم واسه امشبه.چون از دست خیلی ها نجات پیدا میکنم.
دیدگاه ها (۹)

عمارت مافیا 🍷قسمت اول :دیدگاه نیلسو :من اسمم نیلسو هست عاشق ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیستم: عروسکِ شکسته و تهدیدِ آخر 🎭⚠️...

ویو یونگیاون ویدیو رو دیدم و ناراحت شدم،من چرا اون کارو باها...

Destiny part 10

(ادامه پارت قبل)هان: اونو واسه من میپوشی نه بقیه!-امشب میمون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط