{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

الان داغه کلت ....

الان داغه کلت ....
شلوغه دورت ...
الان نمیفهمی ، فکر میکنی میشه زندگی کرد بدون دختری که همش غر میزنه ، بدقلقه ، تنده ، ولی دوست داره ...
ولی عاشقته ....
ولی میمیره برات بعد هزار تا گندی که به باوراش زدی و هزارتا شکستگی ای که به قلبش دادی ...
فکر میکنی میشه سر کرد روزا رو بدون گرمی دستا و صدای بلند خنده هاش
میشه زنده موند ...
فکر میکنی بازم یکی پیدا میشه که مثلِ اون ، قد اون تورو بخواد ، تورو دوستت داشته باشه اما ...
بعضی حس ها ...
فقط یه بار ...
تو یه آدم نسبت بهت پیدا میشه ...
یه حس تکرار نشدنی ، که با هیـــچ ادم دیگه ای نمیشه ، نمیتونی تجربه کنیش ...
#Dr_Angell
دیدگاه ها (۰)

پارت ۹: شبِ گرمِ اعضایِ خانواده

____[The Forbidden Crossing]____

سلام. 🌺تا حالا شده وسط یه روز شلوغ و پر استرس، یه لحظه مکث ک...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟓پسرا به طرف ورا اومدن ...

پارت ۳

فیک تهیونگ درخواستی لحظه ی دیدار با تو ایدیتورم : @karlykar...

Enemys Embrsce [ part ۳۳ ]

### پارت ۹: شکارِ سایه در شبِ بی‌پایانبعد از اون اتفاق، عمار...

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.6کانگ وو:لطفا ترکم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط