{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم عشق یک مافیا

اسم عشق یک مافیا
پارت ۳۴
رونا: باهات قهرم ( از بغلش اومد بیرون) ( عصبی)
رونا رفت سر جاش نشست و با عصبانیت غر غر می کرد جئون فقط به رفتار های کیوت رونا می خندید ولی از یک طرف عصبی بود اینقدر با هان صمیمی هست
جونگ کوک: تو واقعا بچه هستی
هان : ببین استادت هم گفت بچه هستی .....می خوای با اونم قهر کنی
رونا: استاد من بچه نیستم....و هان باهات قهرم ( کلافه)
جونگ کوک: ولی کوچولو هستی
هان: با شوخی کردم..... اصلأ غلط کردم.....بیا بغلم.
رونا: کوچولو نیستم.......نه بابا این چه شوخی هست ( عصبی)
جونگ کوک: باشه تو خانوم بزرگ هستی
هان و جونگ کوک: (خنده)
رونا: باهاتون قهرم
هان: پرنسس لطفاً با من قهر نکن.....
رونا: قهرم ....قهرم ....( عصبی)
هان: ( در گوش رونا چیزی گفت)
رونا: قبوله ( ذوق)
هان: قبوله پرنسسم ( کلش بوسید)
جونگ کوک به شدت عصبی شده بود
جونگ کوک: با منم قهری
رونا: آره.....من خانم بزرگ نیستم
جونگ کوک: پس بچه هستی
رونا: نیستم ( عصبی شد)
جونگ کوک: هستی
رونا: نیستم
هان مثل چی به دعوای این دو می خندید بعد از کلی دعوا و حرف زدن جونگ کوک رفت تقریباً غروب بود که سوجون اومد رونا با ذوق به سمت داداش دوید و محکم بغلش کرد
رونا: سلام داداشی
سوجون: سلام خوشگلم
رونا : بریم... داخل بهت بگم این پسر عمو فضول چجوری اذیتم کرد
هان اومد
هان: مثل بچه ها داری ازم شکایت می کنی
سوجون: بچم اذیت نکن ( خنده )
رونا: داداش تو هم ( ناراحت)
هان: معلومه من بیشتر دوست داره
سوجون: هر دوتون دوست دارم...فضولا...
عموی رونا اومد گوش پسرا گرفت
پارک: ......................................
دیدگاه ها (۰)

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

چند پارتی جونگ کوک (درخواستی)

تک پارتی✨هر چند دقیقه یک‌ بار خودش رو توی آینه ماشین نگاه می...

« فقط پیش تو » چند دقیقه گذشته بود و جونگ‌کوک هنوز سرش روی پ...

معامله p35جونگ‌کوک با شیطنت دست تهیونگ را گرفت.«بریم؟»تهیونگ...

سناریو

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۷ | «بابا، فقط ی...

پارت ۶ | اتفاقی؟ساعت کاری تموم شده بود.تهیونگ کیفش رو برداشت...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

وقتی جونگ کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط